به معصومیت ندا آقاسلطان
چشم هایم می سوزد
این سوتر
ازخیابان ها که می گذرم
سطرسطربهار
بی قراری عقربه هایی ست
که خاک های خاطره ام را / می سترد
دلم گرفته است
وآسمان گریه ی تمام ستاره هایش را
امشب
درانگشتانم می ریزد
کمی درنگ کن
ندایی دیگر
درخطوط نیامده
3/4/1388
Thursday، June 25، 2009
Monday، June 22، 2009
توقف انتشارنشریه
ازکلیه ی دوستان نویسنده ، منتقد ، شاعرومترجم که تا کنون در همکاری با ویژه ی فرهنگی
آوای شمال که به سردبیری مسعودبیزارگیتی منتشرمی شد ، مطلب ارسال نموده وهمکاری
داشته اند، ضمن تشکر؛ اعلام می دارم که این نشریه به دلیل بروز پاره ای مشکلات ومحدود
یت ها تا اطلاع ثانوی منتشرنمی گردد!
Sunday، June 14، 2009
گفتمان تغییر3
مشارکت قریب به هشتاد و پنج درصد در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری که به جد
شگفت انگیز بوده ودر تاریخ کنش های اجتماعی سه دهه اخیر حیرت همگان را به همراه
داشته است ، ازجهات مختلف قابل بررسی ست . شگفت انگیزتر آنکه آرای شمارش شده
به نحوی تنظیم گردیده که برای مشارکت کنندگان مبهوت کننده بوده است . تا آنجا که به وا
کنش اجتماعی درمیان مردم منجر شد است . ودوروز پس از انتخابات همچنان درشهرهای
مختلف ایران هواداران جنبش اصلاح طلبی برای حقیقت یابی نتایج موضوع انتخابات دهم،
علیرغم حوادث خشونت بار رخ داده در برخی از شهرها وحاشیه های تاسف بارآن ، هم
چنا ن به فعالیت خود ادامه می دهند.
حجم مشارکت عظیم مردم درانتخابات دهم ریاست جمهوری ، بازخورد تجربه ای ست که
ازچهارسال حاکمیت بینش اجرایی آقای احمدی نژاد حاصل شده است . مقایسه ی حضور
ومشارکت مردم در دوره های دوانتخابات ریاست جمهوری نهم ودهم گواه ان ادعاست !
ازاین رو مبالغه نیست اگرحجم مشارکت را در راستای تحول درنگرش مردم وبه ویژه
نسل جوانترازیک سو وقشرها وصنوف مختلفی که به لحاظ حقوق اجتماعی شان درفشار
بوده اند ، ارزیابی کنیم .
دروضعیت موجود وروند پیش رو ، گفتمان تغیرتنها گزینه ی موجود برای اصلاح روش
ها وساختار بعضا کند وعقب مانده ،جهت توسعه درحوزه ای اقتصادی ، فرهنگی ، سیاسی
و . . . می باشد . ایجاد فضای مدارا به منظور پیشبرد امرگفتگو وشنیدن صداهای متفاوت
درجامعه ی ما ، نخستین وابندایی ترین اصل دمکراتیکی ست ، که قادراست ازیک سو از
بروز هرگونه خشونت ناشی ازتفاوت دیدگاه ومواضع پیشگیری نماید ؛ وازسوی دیگر این
تفاوت ها را در معرض نگاه ها وآرای مردم قراردهد. در صورتی که پایبندی به اصل
متکثربودن صداها برابر قانون پذیرفته شده وبه اندیشه و رای مردم حرمت گذاشته شود .
نه اینکه درانتخاباتی که هنوز شمارش آرا ادامه دارد برخی خبرگزاری ها به طورجهت
دار و ازپیش دانسته به اعلام پیروزی یک کاندیدا بپردازند ! آنها ازکجا پیروزی کاندیدای
خود را می دانستند ؟
شگفت انگیز بوده ودر تاریخ کنش های اجتماعی سه دهه اخیر حیرت همگان را به همراه
داشته است ، ازجهات مختلف قابل بررسی ست . شگفت انگیزتر آنکه آرای شمارش شده
به نحوی تنظیم گردیده که برای مشارکت کنندگان مبهوت کننده بوده است . تا آنجا که به وا
کنش اجتماعی درمیان مردم منجر شد است . ودوروز پس از انتخابات همچنان درشهرهای
مختلف ایران هواداران جنبش اصلاح طلبی برای حقیقت یابی نتایج موضوع انتخابات دهم،
علیرغم حوادث خشونت بار رخ داده در برخی از شهرها وحاشیه های تاسف بارآن ، هم
چنا ن به فعالیت خود ادامه می دهند.
حجم مشارکت عظیم مردم درانتخابات دهم ریاست جمهوری ، بازخورد تجربه ای ست که
ازچهارسال حاکمیت بینش اجرایی آقای احمدی نژاد حاصل شده است . مقایسه ی حضور
ومشارکت مردم در دوره های دوانتخابات ریاست جمهوری نهم ودهم گواه ان ادعاست !
ازاین رو مبالغه نیست اگرحجم مشارکت را در راستای تحول درنگرش مردم وبه ویژه
نسل جوانترازیک سو وقشرها وصنوف مختلفی که به لحاظ حقوق اجتماعی شان درفشار
بوده اند ، ارزیابی کنیم .
دروضعیت موجود وروند پیش رو ، گفتمان تغیرتنها گزینه ی موجود برای اصلاح روش
ها وساختار بعضا کند وعقب مانده ،جهت توسعه درحوزه ای اقتصادی ، فرهنگی ، سیاسی
و . . . می باشد . ایجاد فضای مدارا به منظور پیشبرد امرگفتگو وشنیدن صداهای متفاوت
درجامعه ی ما ، نخستین وابندایی ترین اصل دمکراتیکی ست ، که قادراست ازیک سو از
بروز هرگونه خشونت ناشی ازتفاوت دیدگاه ومواضع پیشگیری نماید ؛ وازسوی دیگر این
تفاوت ها را در معرض نگاه ها وآرای مردم قراردهد. در صورتی که پایبندی به اصل
متکثربودن صداها برابر قانون پذیرفته شده وبه اندیشه و رای مردم حرمت گذاشته شود .
نه اینکه درانتخاباتی که هنوز شمارش آرا ادامه دارد برخی خبرگزاری ها به طورجهت
دار و ازپیش دانسته به اعلام پیروزی یک کاندیدا بپردازند ! آنها ازکجا پیروزی کاندیدای
خود را می دانستند ؟
Friday، June 12، 2009
یک پرسش!
دکتر کدخدایی عضو و سخنگوی شورای نگهبان روز پنجشنبه درخصوص سازوکار
نهاد شورای نگهبان برای بررسی تخریب های موثر انتخاباتی ، به منظور امکان
احتمالی ابطال برخی صندوق ها ، شکایت نامزدها ؛ گزارش ناظران صندوق ها و
بازرسان و همچنین گزارش های مردمی اعلام کرد .
موضوعی که سبب ایجاد دغدغه اذهان اجتماعی می گردد ، جانبدار رانه عمل کردن
احتمالی بررس ها در خصوص فوق می باشد . روشن است که ترکیب اعضاء شورای
نگهبان به کدام سوست . اتخاذ مواضع صریح و شفاف این نها د ناظر در مقاطع متفا
وت ، سمت و سوی این نهاد را به لحاظ مواضع سیاسی کاملا روشن نموده است . لذا
این پرسش تولید می شود که آیا با توجه به سخن سخنگوی محترم شورای نگهبان ،
بسترلازم برای نوع کارکرد جناحی از سخن فوق فراهم نمی شود ؟ پرسش مهمی ست
وقتی ترکیب هیات های اجرایی ونظارت را دردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
یکدست می بینیم !
Thursday، June 11، 2009
آیا امرنوشتن متضمن حقوق مادی نیست؟
متن زیر سرمقاله ی شماره ی جدید ویژه نامه ی روزنامه ی آوای شمال است که
توسط مسعودبیزارگیتی دبیراین ویژه نامه نوشته شده است .
نوشتن همچون هرفرایند اجرایی تولیدی ، یک عمل خلاق ؛ زمان بر؛ پرحاصل و . . .
است . حتی از زاویه ی دیدی خاص تر ، روندی ست پرتنش و خلاق که وجه تمایز
آن با دیگر جریان های تولیدی ، که سبب تشخص وبرجستگی اش می گردد ، تمرکز
روی تعامل وتقابل در پارادکس های ذهنی وعینی ؛ کشف و حل مجهولات ؛ ارتقای
سطح دانایی ومعرفت ؛ تدوین وطراحی برنامه ؛ رهجویی ورهگشایی به چشم اندازها
؛ تولید وتحول ساختارها ورفتارهای زیبایی شناختی و . . . می باشد .
ازاین رو نگاه وتوجه به مشاغل متعارف موجود در جریان های اجرایی کشور، که از
یک رابطه ی متقابل دریافت دستمزد در ازای دراختیارگذاشتن نیروی کاربرخوردار
است ، این ذهنیت را پدید می آورد که چرا درجامعه ی ما برای امرنوشتن وتولید آثار
فرهنگی که شکلی ازاجرای کاربوده وبه ارائه پدیدارهای فرهنگی وعرضه ی اجتما
عی آن به جامعه می پردازد ؛ نگاه مبتنی بر قائل شدن ساختارشغلی ازسوی مسئولین
و متولیان امر وجود ندارد ؛ و نویسندگان وسایر هنرمندان حوزه ی فرهنگ ، ادبیات
وهنر؛ چرا نباید از حداقل حقوق مادی اجتماعی که متضمن امنیت شغلی زندگی آنان
است، برخوردار باشند ؟ در حالی که این حداقل حقوق، از زمره ی بدیهی ترین واو
لیه ترین حقوق شهروندی افرادی ست که نوشتن را برای ادامه ی حیات خود برگزیده
اند .
البته نباید این نکته را مغفول گذاشت که طی چند سال اخیر به ویژه ازدوران کابینه ی
هشتم به این سو، توجه روی بخشی اندک ازحقوق یاد شده ( بیمه کردن نویسندگان و
هنرمندان ) سبب ایجاد امنیت خاطری هر چند کوچک برای مولفان گردیده است ؛ اما
در مقایسه ی با دیگر مشاغل ( که از حقوق ومزایای مختلف برخوردار می باشند )
نمی توان از آن به عنوان فراهم آوری مقدماتی یاد کرد که حداقل های زندگی مادی ا
ین قشر را تامین نماید . با عنایت به وضعیت اقتصادی موجود و اینکه نویسندگان و
هنرمندان میهن ما نیز، از زمره شهروندان همین جامعه هستند، ودر کوران دشواری
های زندگی مادی همچون دیگر اقشار اجتماعی قرار دارند؛ شایسته است مسئولان به
ویژه در این مقطع که درمعرض انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری قرار گرفته ا
ند؛ توجهی ویژه ، شفاف و اثربخش به موضوع حقوق مادی نویسندگان جهت فراهم آو
ری امنیت خاطر برای زندگی شان داشته باشند . به یادداشته باشیم که امر نوشتن وآفر
ینش معنوی نیز جزء مشاغل متضمن حقوق مادی می باشد .
Wednesday، June 10، 2009
شماره جدید ویژه هنروادبیات
شماره جدید ( 18/3/1388) ویژه هنروادبیات روزنامه ی آوای شمال منتشرگردید . این
ویژه نامه که به دبیری مسعود بیزارگیتی انتشارمی یابد ؛ در شماره جدید خود آثاری را
درزمینه ی شعر ، داستان ، نقد ، ترجمه و . . . به چاپ رسانده است . در شماره جدید
این نشریه آثاری از نویسندگان و شاعران زیر به چاپ رسیده است :
فرامرز سه دهی ؛ تقی خاوری ؛ مهدی رضازاده ؛ بهزاد موسایی ؛ محمدتقی مرتاض
هجری ؛ عباس گلستانی ؛ غلامرضا مرادی ؛ رباب محب ؛ مسعودبیزارگیتی ؛ محمود
فلکی ؛ سهندفردی ؛ مینا عارفی دوست ؛ زهراکشتکار؛ لیلا نیرومند ؛ نرگس مقدسیان ؛
فاطمه مقدم ؛ مژگان فدوی ؛ زینب سوسن ؛پرویزفکرآزاد ؛ و همچنین آثاری ازکاترینا
فروستنسون ؛ ریچارد ویلبر ؛ وسایر مطالب هنری و ادبی
Tuesday، June 09، 2009
گفتمان تغییر2
در مناظره ی تلویزیونی (= ضد مناظره ) طرفین وارد برخی مقولات شدند که بیشتربوی پرونده
سازی ؛ افشاگری و . . . ازآن استشمام می گردید . وکاملا مشخص بود که حجم بالای پرونده ساز
ی ها وسویه های آن متوجه چه طیف و به چه قصدی طراحی ، تدوین وارائه گردیده بود . و در
حقیقت فضای مناظره ، به میدان پرچالشی برای نائل شده به قدرت تبیل شده بود.
یکی از مؤلفه هایی که گرایش موسوم به اصلاح طلبی باید ( تاکید می کنم باید ) به حذف و امحاء
آن بکوشد ، همین مسئله ی امنیتی نمودن وپرونده سازی برای شهروند مخالفی است که تنها اتها
مش می تواند ؛ دگراندیشی ومنش انتقادی وی نسبت به امورجاری باشد . کاندیدای اصلاحات باید
متوجه باشد که با ارائه شعارها وبرنامه های مبتنی بر رعایت قانون گرایی و حقوق شهروندی ،
نسبت به جذب آرای مردم اقدام می نماید . وهنگامی که بر کرسی ریاست جمهوری تکیه می زند،
موظف به رعایت حقوق همین مردم و دفاع بی قیدوشرط از دادخواهی شان می باشد . حتی اگر
شهروند مربوطه همچون نماینده خود نیندیشد و شهره به متفاوت نگری باشد .
دگراندیشی ومتفاوت نگری متفاوت نگری در امور مختلف حیات اجتماعی ، همواره اززمره ی
مسائلی بوده که درمقاطع مختلف طی چندین سال اخیر، موانع ومشکلاتی را از سوی قدرت برای
صاحبان آراء انتقادی به وجود آورده است .تا حدی که آنا ازکمترین و اولیه ترین حقوق اجتماعی
شان محروم گردیده اند . با نهایت تاسف این امر دردوران کابینه موسوم به اصلاحات نیز اتفاق
افتاده است . نمونه ی روشن موضوع یادشده مربوط است به پرونده ی صاحب این قلم و مسائلی
که بروی گذشت . که نتیجه ی آن برخورداری از شدیدترین محرومیت های اجتماعی بود . و نمو
نه های بیشماردیگری که ازهرگونه حقوق اجتماعی محروم گردیده اند .
ازاین روست که دردوره دهم انتخابات ریاست جمهوری ، کاندیدای اصلاحات باید تغییررا نه آنگو
نه که دردوران خاتمی ( که با اعلام تدارکاتچی بودن رافع مسئولیت می گردید ) مطمح نظر قرار
داد؛ بلکه درشرایط جدید با اتکاء به پشتوانه ی عظیم آراء ،سازوکاری اجتماعی – قانونی طراحی
گردد، که ضامن حقوق شهروندی دگراندیشان بوده و هیچ گونه توجیهی برای عدم تلاش جهت
تحقق حقوق یاد شده وجود نداشته باشد .
اصل قانون گرایی وعمل به آن از یک سو و پذیرش تکثروچندصدایی شدن فضای اجتماعی نیز از
سوی دیگر، می تواند بهترین راهکار برای اجرا و نظارت بر چگونگی اجرای صحیح در تامین
حقوق شهروندی باشد.حذف رانت خواری و خویشاوندسالاری ؛ حذف هرگونه تبعیض و باند بازی
؛ نگاه یکسان به حقوق بین شهروندان با هرایده ،مرام و قومیتی وحذف هرگونه ارجح شمردن در
شرایط یکسان؛ لحاظ کردن توانمندی ، لیاقت و تجربه وتخصص به عنوان اساس وبنیان رعایت
حقوق شهروندی؛ و . . . از زمره ی عواملی ست که می تواند به تحقق حقوق یاد شده کمک نماید
واساس یک رابطه ی سازنده و توام با اعتماد بین مردم و قدرت باشد . همچنین به شکل گیری
نگاه مدرن در زندگی اجتماعی وفرهنگی یاری رسانده ؛ به تثبیت پایه های مدنییت در تحولات
اجتماعی بیینجامد . انگاه می توان از عملیاتی شده گفتمان تغییر در شرایط جدید سخن بیشترگفت.
Sunday، June 07، 2009
گفتمان تغییر1
تحولات سال های اخیر در جهان به ویژه آمدن باراک حسین اوباما وتغییرگفتمان سیاسی وی در
عرصه ی دیپلماسی ( با تاکید بر سخنان اخیر وی در سفرش به مصر ) وهمچنین فضای ایجاد
شده در میهن ما پس از روی کارآمدن دولت نهم به ریاست محمود احمدی نژاد ، که متاسفانه به
استیلای بی چون و چرای تک آوایی منتهی گردید ؛ ضرورت ایجاد یک گفتمان را با ماهیتی
متناسب با عصرحاضر در پی داشت . اگرچه هر گروه و جریان سیاسی تلقی و برداشت خاص
خود را از این پارادایم ارائه می نماید ودر دوجهان متفاوت مدرن و توسعه یافته از یک سو و
نیز کشورهای توسعه نیافته و بازداشته شده از نظر تکامل اجتماعی از سوی دیگر؛ ماهیت
گفتمان تغییر تفاوت هایی را داراست ؛ اما مولفه ی مشترک موجود که بر وجود یک رشته آزاد
یهای مدنی در سطوح مختلف تاکید دارد و به خصوص کشورهای توسعه نیافته که سابقه استبداد
و سانسور و خودسانسوری را در طی سده ها تجربه کرده اند ، گفتمان تغییر را باید به عنوان
یک فرایندی که می تواند به تامین منافع مردم انجامیده و همانان را در مقاطع مختلف تاریخی
به حضور حماسی درمیدان ها بکشاند ، محترم شمرده ونه تنها به تدوین آن در برنامه ها وشعار
های شان بپردازند ؛ بالاترومهمترازآن باید نسبت به عملی کردن ونظارت بر اجرا وبازخورد
اجتماعی آن پیگیرانه بکوشند .
مناقشات تلویزیونی اخیر(نه مناظره) طی چندروزاخیردرایران فضایی را دامن زد که به طرز
عجیبی اقشارمتفاوت اجتماعی را چه به لحاط جنس وسن و چه به لحاظ تیپ شناسی اجتماعی
وارد میدان ساسی – اجتماعی نمود ( ای کاش بازدارندگی های سیاسی – اجتماعی حذف می
شد تا همیشه این نشاط وشور اجتماعی را شاهد بودیم ) به ویژه اگر به این حضوربه عنوان
یک پشتوانه ی جدی نگریسته شود نه تبلیغاتی و تاریخ مصرف دار . امری که پس از به قدرت
رسیدن خاتمی ، به عنوان یک رابطه ی متقابلا سازنده به فراموشی سپرده شد .
ضرورت ایجاد تغییردرشرایط کلی جامعه ما وتدوین پارادایمی که قادرباشد به مبارزه با گفتمان
سنتی درعرصه ی عمل و نظر بپردازد ؛ شرایطی را فراهم کرده است که حامیان وهواداران
این دو رویکرد به شدت درحال فعالیت به نفع کاندیدای مورد نظرخود می باشند. اگرچه به دلیل
نامتکامل بودن موقعیت اجتماعی ما ، گاه برخورد های خشن و غیرمدنی در تمامی گروه ها نیز
گزارش می شود .همچنین وقتی در مناقشه ی تلویزیونی به چالش هایی برمی خوریم که لیدرجر
یان مربوطه همه قواعد حقوقی و اخلاقی را زیر پامی نهد ؛ طبیعی ست که درسطحی پایین تر
نیز شاهد چالش هایی از نوع دیگر هم باشیم .
(( اگرزباغ رعیت ملک خورد سیبی / برآورند غلامان وی درخت ازبیخ ))
کسب قدرت وحفظ آن در جوامع توسعه نیافته ، به دلیل ضعف تاریخی دمکراسی واستیلای بی
چون و چرای تک صدایی در محیط اجتماعی – فرهنگی ؛ به استفاده از هر روشی برای نیل به
مقصود منجر می شود .
کاندیداهای اصلاح طلب باتوجه به تاکیدشان به حقوق بشر و حقوق شهروندی در برنامه های
شان ( با تاکید بر رادیکال تر بودن برنامه های مهدی کروبی ) توانستند بخش قابل توجهی از
نیروهای اجتماعی را پیرامون شعارها و برنامه های شان گرد آورند . ایجاد یک فضای بازو
شفاف برای پیشبرد برنامه ها به منظور تامین منافع مردم ، شعار بسیارمردم پسند وپرجذبه ای
است ؛ البته اگر به عوامفریبی و پوپولیسم گرفتار نیاید ! کاندیدای اصلاح طلب پیروز درانتخا
بات باید به این موضوع بیاندیشد که فردای پیروزی باید گزارش عملکرد خود را به مردم بدهد
ورابطه ی خود رابا مردم به بوته ی فراموشی نسپرد ! به ویژه آن که برنامه ای رادیکال تر و
دمکراتیک تر را برای جذب آرای مردم ارائه دده است ! رعایت بنیان های یک گفتمان دمکرا
تیک و عملی کردن آن با استفاده از کلیه ی امکانات و لوازم قانونی با اتکاء به پشتوانه ی مردم
آن فرایندی ست که قادر است ؛ اصل تغییر را در جوامع توسعه نیافته به آرزویی نزدیک وقابل
دسترس تبدیل می سازد.
رسوایی های مال اخیر در انگلستان که به تلفات گسترده در کابینه ی آقای گوردون براون ونیز
مجلس عوام این کشورمنجرگردیده ، حاصل زنده بودن فضای دمکراسی در این کشور است .
این اتفاق نمونه ای گویا ازنظارت مردم به واسطه ی رسانه های قدرتمند و احزاب سیاسی ای
است که درعرصه ی سیاسی با رعایت قواعد بازی به مسابقه می پردازند .
Thursday، May 28، 2009
نهادهای حقوق بشری

یکی از ضروری ترین و الویت دارترین مباحثی که اکنون کاندیدهای ریاست جمهوری
باید جایگاهی ویژه برای آن قائل شده وباب آن را دربرنامه خود بگشایند ، موضوع حقوق
بشر و آموزش آن در مدارس و دانشگاه ها می باشد . چرا که این مبحث پیوندی مستقیم و
اساسی با ایجاد جامعه ی مدنی و آشنایی شهروند با حقوق فردی و اجتماعی اش دارد .
اکنون که دو کاندیدای موسوم به جبهه ی اصلاحات از حقوق شهروندی سخن می گویند،
شایسته است مولفه ی حقوق بشر را طبق منشور سازمان ملل در برنامه ی خود، جهت
لحاظ نمودن درآموزش های عمومی بگنجانند . و پس از پیروزی در انتخابات به جد پیگیر
اجرای آن باشند . زیرا آشنایی با مفاهیم و اصول حقوق بشر قادر است به هر شهروندی جهت
مبارزه برای تحقق هرگونه مطالباتش کمک نموده واز سوی دیگر با افزایش آگاهی شهروندا
ن درخصوص حقوق قانونی شان ، قدرت را درعملکردهای غیرقانونیش متوقف نموده وناگز
یر به پاسخ گویی نماید .
روز چهارشنبه روزنامه اعتماد ملی اطلاعات جالبی در باره نهادهای حقوق بشر موجود در
جهان ارائه کرده بود که جهت آگاهی مخاطبان مجازی بهتر دیدم به نشرآن پرداخته شود.
عفو بينالملل
Amnesty International عفو بينالملل يك جنبش مردمي جهاني است كه در پي عملي ساختن حقوق به رسميت شناخته شده بينالمللي براي تمام افراد است.اين سازمان بيش از 2/2 ميليون عضو دارد و مشتركاني در بيش از 150 كشور و منطقه دارد و ما اين حمايت را براي اقدام در راستاي عدالت در طيف گستردهاي از مسائل هماهنگ ميكنيم.اين سازمان در سال 1961 تاسيس شد.ما در سراسر جهان فعال هستيم تا مانع سوءاستفادههاي حقوق بشري شويم.اين سازمان فعاليتهاي خود از سال 1961 تا سال 2007 را در سايت خود ذكر كرده است.عفو بينالملل همچنين در پي دنياي بهتر با توسل به اقدامات مردمي و انسجام بينالمللي است.ما تلاش ميكنيم تا اعضا و حاميان ما براي ممانعت از سوءاستفادههاي حقوق بشري جهت فشار بر دولتها، گروههاي مسلح و نهادهاي غيردولتي بسيج شوند.اين سازمان همچنين به راههاي كمكرساني به خود نيز اشاره ميكند از جمله: كمكهاي اهدايي و اقدام هماهنگ با عفو بينالملل. كميسيون بين المللي قضات (ICJ ) كميسيون بين المللي قضات سازماني است كه خود را وقف برتري، همبستگي و اجراي حقوق بين الملل و اصولي كرده است كه منجر به بسط و توسعه حقوق بشر ميشود. آنچه موجب تمايز كميسيون بين المللي قضات ميشود همانا بيطرفي و رويكرد هدفمند و حقوقي در راستاي دفاع و ارتقاي حقوق بشر به واسطه حاكميت قانون است. ديگر مشخصه اين سازمان ارائه مشاورههاي حقوقي در سطح ملي و بين المللي است جهت تضمين اينكه بهبود حقوق بين الملل منوط به اصول و معيارهاي حقوق بشري است كه در سطح ملي به اجرا در ميآيد. اين كميسيون در سال 1952 در برلين تاسيس شد و اعضاي آن متشكل از 60 قاضي صاحب نام است كه نمايندگان سيستمهاي حقوقي مختلف در جهان هستند. دبيرخانه بين المللي آن در ژنو مستقر است و مسوول شناسايي اهداف و برنامههاي كميسيون است. در انجام اين كار، دبيرخانه بين المللي از شبكهاي از بخشهاي ملي خودمختار و سازمانهاي مرتبط كه در تمام قارهها هستند، بهره ميبرد. جوايزي كه به اين كميسيون اعطا شده و ناشي از به رسميت شناختن كمكهاي كميسيون در راستاي ارتقا و حمايت از حقوق بشر است شامل جايزه اروپايي حقوق بشر از سوي شوراي اروپا، جايزه صلح Waterler،جايزه اراسموس و جايزه سازمان ملل براي صلح را ميتوان برشمرد. دبيرخانه بين المللي كميسيون بين المللي قضات تحت رهبري و هدايت دبيركل – همانگونه كه گفته شد – مسوول شناسايي اهداف و برنامههاي كميسيون است. كميسيون هر دو سال يكبار در كنفرانس دوسالانه ICJ با يكديگر ديدار كرده و در شكل بخشيدن و تعريف خط مشيها و فعاليتهاي اين سازمان به دبيرخانه بينالمللي ياري ميرسانند. در فاصله ميان اين كنفرانس دوسالانه، يك كميته اجرايي به نمايندگي از طرف كميسيون اقدام ميكند. اين كميته كه شامل 7 تا 9 كميسيونر است از سوي كميسيون به مدت دو سال برگزيده ميشود و ممكن است براي دو سال ديگر هم انتخاب شود. كميته اجرايي دست كم دوبار در سال ديدار ميكنند و ارتباط كاري منظمي با دبيرخانه بين المللي دارند. افزون بر اين، كميسيون نيز رئيس كميسيون و دو معاون رئيس را بر ميگزيند كه همين سازوكار انتخابي كميته اجرايي در مورد آنها هم صادق است.
ديدهبان حقوق بشر
Human Rights Watch ديدهبان حقوق بشر يك سازمان حقوق بشري غيرانتفاعي و غيردولتي است كه متشكل از بيش از 275 عضو در اقصي نقاط جهان است.پرسنل آن شامل فعالان حقوق بشري است از جمله كارشناسان، وكلا، روزنامه نگاران و دانشگاهيان با پيشينه و مليتهاي مختلف.ديدهبان در سال 1978 تاسيس شد كه به دليل يافتههاي دقيق آن، گزارشهاي بيطرفانه، استفاده موثر از رسانهها و حمايتهاي هدفمند غالبا در همكاري با گروههاي حقوق بشري محلي شهره است.هر ساله، ديدهبان حقوق بشر بيش از 100 گزارش در مورد شرايط حقوق بشري در حدود 80 كشور ارائه منتشر ميسازد كه پوشش گستردهاي در رسانههاي ملي و بينالمللي مييابد.با قدرتي كه اين روش به ارمغان ميآورد ديدهبان حقوق بشر با دولتها، سازمان ملل، گروههاي منطقهاي مثل اتحاديه آفريقا و اتحاديه اروپا، موسسات مالي و غيره در جهت تغيير در سياستها و اقداماتشان فشار وارد ميآورد كه حقوق بشر و عدالت در اقصي نقاط جهان را به ارمغان بياورد. منابع مالي آنچه در مورد منابع مالي اين سازمان جلب توجه ميكند اين است كه كمكهاي ارائه شده به آن تنها كمكهاي خيريه و كمكهايي است كه از سوي افراد و بنيادهاي غيردولتي در سراسر جهان به آن داده ميشود اما به هيچ روي (نه مستقيم و نه غيرمستقيم) هيچ كمك مالي از هيچ دولتي دريافت نميكند. فدراسيون جهاني حقوق بشر(FIDH ) تعهد اين سازمان احترام به تمام حقوق مصرح در اعلاميه جهاني حقوق بشر است.هدف فدراسيون دستيابي به پيشرفتهاي موثر از قربانيان، ممانعت از تخلفات حقوق بشري و تحريم متخلفان از اين حقوق است.اولويتهاي آن از سوي كنگره سه سالانه جهاني وهايت 22 نفره بينالمللي با حمايت دبيرخانه 30 نفره بينالمللي آن است. چهار اولويت اساسي حمايت از حقوق بشر، كمك به قربانيان: فعاليتهاي اين بخش شامل طيفي از تحقيقات قضايي، ملاحظات حقوقي، تحقيق، حمايت و مشاوره حقوقي است.فدراسيون فرآيندهاي سفت و سختي را برقرار كرده كه از سوي متخصصان مستقل و بينالمللي حقوق بشر اجرا ميشود. بسيج دولتها: حمايتهاي روزانه در چارچوب سازمانهاي درون دولتي.بر همين اساس FIDH دستورالعملها و حمايتهايي به 141 سازمان عضو و ساير شركاي محلي در تعامل خود با سازمانهاي درون دولتي (بينالمللي و منطقهاي) اعطا ميكند. حمايت از ظرفيت سازمانهاي مردم نهاد محلي براي اقدام: فدراسيون برنامه كمكهاي حقوقي را بهطور مشترك با شركاي محلي و اعضا در كشورهاي آنها انجام ميدهد.هدف هم تقويت ظرفيت داخلي براي اقدام از سوي مدافعان حقوق بشر و اعتبار سازمانهاي آنهاست از طريق آموزش و گفتوگو با مقامهاي مربوطه. آگاهي سازي: هدف انتشار نتايج ماموريتها، يافتههاي تحقيقي و پاسخهاي عيني به سوءاستفادههاي حقوق بشري است.بيانيههاي مطبوعاتي، كنفرانسهاي مطبوعاتي، نامههاي سرگشاده به سران دولتها، نوشتن تومار و غيره از جمله روشهاي آگاهيرساني است. اولويتهاي موضوعي: كه در كنگره سي و پنجم در اكوادور در مارس 2004 تعريف شد: 1 - حمايت از مدافعان حقوق بشر و اجراي اعلاميه 1998 سازمان ملل 2 - حمايت از حقوق زنان 3 - عدالت براي قربانيان 4 - ارتقاي احترام به حقوق بشر در مبارزه عليه تروريسم 5 - حمايت از جهانيسازي اقتصادي با عنايت به حقوق بشر
سازمان جهاني عليه شكنجه
(OMCT ) در سال 1986 در ژنو و براي پاسخ دادن به نيازهاي ابراز شده از سوي بسياري از سازمانهاي غيردولتي به ويژه سازمانهايي كه در كشورهاي جنوب فعاليت دارند، تاسيس شد. دبيرخانه بين المللي آنكه در ژنو مستقر است به عنوان «سيستم هشيار» عمل ميكند. اين دبيرخانه موارد مربوط به شكنجه را به صورت جهاني بازتاب ميدهد. در سال 1986 شبكه ارتباطي آن تنها متشكل از 48 كشور بود اما در حال حاضر 282 عضو در 92 كشور و تمام قارهها دارد. رويكرد اين سازمان از «پايين به بالا»ست و بر همين اساس به استراتژي، فرهنگ و مهارتهاي تمام سازمانهاي مردم نهاد احترام ميگذارد. اين سازمان از بدو تاسيس دو گونه فعاليت را در برنامه اقدام خود دارد: اول، «برنامه عمل (Campaign )فوري» كه اطلاعات آن از سوي شبكه اعضا رد و بدل ميشود كه سه هدف دارد:1 – ممانعت از اقدام به شكنجه و ساير تخلفات آشكار حقوق بشري 2 – تضمين حمايتهاي موثر و فراهم آوردن راهكارهاي مناسب براي قربانيان 3 – اجتناب از تخلفات آينده. دوم، برنامه «اقدام فوري ياري رسان به قربانيان شكنجه» كه كمكهاي پزشكي، حقوقي و اجتماعي به افرادي ارائه ميدهد كه با تهديد از سوي قربانيان شكنجه روبرويند. سازمان Human Rights First اين سازمان در سال 1978 تاسيس شد زماني كه كميته حقوقدانان بينالمللي حقوق بشر در پي ارتقاي قانون و سياستهايي براي بسط حقوق و آزاديهاي جهاني بودند.منشور اين سازمان در معرفي برنامهها و فعاليتهاي خود ميگويد: - ما در پي حمايت و دفاع از شأن انسانها از طريق احترام به حقوق بشر و حاكميت قانون هستيم. - ما براي برابري و آزادي فكر، بيان و مذهب مبارزه ميكنيم.ما حامي مردمي هستيم كه براي ارتقاي اين اصول در چارچوب جوامع خود تلاش پيگير ميكنند. - ما بر اساس قانون تلاش ميكنيم كه متخلفان از اين اصول را پاسخگو سازيم. - ما تلاش ميكنيم كه امنيت افراد را تضمين و در برابر اعمال قدرت خودسرانه دولتي از آنها حمايت كنيم. - ما با چالشهاي حقوق بشري با پاسخهاي استراتژيكي مقابله ميكنيم كه انسجام ما را به خطر نميافكند و ما متعهد به ايجاد يك جنبش جهاني از مردماني هستيم كه در اين اصول سهيماند. در چارچوب سازمانمان ما بر آموزش، احترام متقابل، همكاري و تكثر ديدگاهها ارزش ميگذاريم. سرويس بين المللي حقوق بشر (ISHR ) سازماني است كه همكاري ديگران با نهادهاي سازمان ملل و نهادهاي منطقهاي حقوق بشر را مورد حمايت قرار داده، ترغيب كرده و با آنها ارتباط برقرار ميكند. اين سازمان در سه سطح منطقه اي، ملي و بين المللي فعاليت ميكند. ما در پي ارتقا، توسعه، تقويت، استفاده موثر و اجراي سازوكارهاي بين المللي و منطقهاي حقوقي براي حمايت و ارتقاي حقوق بشر است. افزون بر اين، بر اساس قانون سوييس سازماني است بين المللي و غيرانتفاعي كه از سوي نهادهاي دولتي و بنيادهاي خصوصي مورد حمايت مالي قرار ميگيرد.
سازمان Front Line
بنيادي بينالمللي براي حمايت از مدافعان حقوق بشر است.اين بنياد در سال 2001 در دوبلين و با هدف حمايت از مدافعان حقوق بشر كه در معرض خطر قرار دارند و مردماني كه بدون توسل به خشونت با هدف دستيابي به حقوقي كه طبق اعلاميه جهاني حقوق بشر از آن بهره مندند تلاش ميكنند، تاسيس شد.هدف اين بنياد جامه عمل پوشاندن به برخي از ملزوماتي است كه از سوي مدافعان حقوق بشر مطرح شده است مثل حمايت، آموزش و دسترسي به نهادهاي بينالمللي كه قادر باشد به نمايندگي از جانب آنها به اتخاذ موضع بپردازد.اين بنياد با ارائه 24 خط تلفني گامهاي عملي براي حمايت از مدافعان در معرض تهديد حقوق بشر را فراهم ميكند و از اين راه مدافعان حقوق بشر را به مثابه گروهي آسيب پذير مورد شناسايي قرار ميدهد.اين بنياد همچنين به نمايندگي از جانب مدافعان حقوق بشري كه در معرض تهديد قرار دارند اقدام به رايزني و تلاش در جهت دفاع از حقوق آنان ميكند و در مواقع اضطراري در تسهيل يك جابجايي موقتي ميتواند اثرگذار باشد.Front Line همچنين اقدام به انجام تحقيقات و انتشار گزارشاتي از برخي كشورها ميكند. گزارشات سالانه و اطلاعات مالي منابع مالي از منابع زير تامين ميشود: برنامه كمكهاي ايرلند (Irish Aid )/ - ابزارهاي اروپايي براي دموكراسي و حقوق بشر / وزارت امور خارجه سلطنتي نروژ/ Swiss FDFA / Swiss SDC / بنياد فورد شبكه بنيادهاي اروپايي و بسياري سازمانها و بنيادهاي ديگر.در سايت اين بنياد آمده كه هزينههاي آن در سال 2007 بالغ بر 583/123/2 هزار يورو و درآمدهاي آن از جانب كمكهاي ارائه شده از سوي دولتها، بنيادها و سازمانهاي غيردولتي ديگر، افراد و انجام پروژههاي مشترك 500/333/2 يورو شده است. ساختار سازماني Front Line اين سازمان بر اساس منشور آن كه به 20 آگوست 2002 باز ميگردد يك سازمان خيريه است.بر همين اساس اهداف آن عبارتند از: فراهم ساختن آموزش، ارتباطات و حمايت براي مدافعان حقوق بشر، تدارك آرامش و رفاه براي مدافعاني كه قرباني تخلفات حقوق بشري بودهاند، تحقيق و ارتقاي آگاهي از وضعيت مدافعان حقوق بشر.در واقع (Front Line كه شايد بتوان آن را به فارسي سازمان پيشاهنگان حقوق بشر ناميد) در سال 1893 طبق قانون بنيادهاي خيريه به عنوان يك سازمان وقفي تاسيس شد و در اوت 2002 توانست موقعيت رسمي و حقوقي يك بنياد خيريه را كسب كند. برنامه استراتژيك سازمان پيشاهنگان حقوق بشر براي 2007 – 2010 نگرش: نگرش اين سازمان همانا جهاني است كه در آن مدافعان حقوق بشر به تضمين رعايت اعلاميه جهاني حقوق بشر – كه يك واقعيت براي همه است – كمك ميكنند. ماموريت: ماموريت ما حمايت، پشتيباني، دفاع و اقدام به نفع مدافعان حقوق بشري است كه زندگي و سلامتي روحي – جسمي آنها خواه كوتاه مدت يا بلندمدت به دليل فعاليتهايشان در معرض تهديد قرار گرفته است.هزاران سال پيش «سان تزو» جملهاي را بيان داشت كه اين جمله سرلوحه سركوبگران تا به امروز شده است: «يك نفر را بكش، هزاران نفر را بترسان».بر همين اساس ماموريت ما (به طور خلاصه) بدين شرح است: حمايت از يك نفر، قدرتمند ساختن هزاران نفر ديگر: مدافعان حقوق بشر عواملي اساسي در دگرگون ساختن يك جامعه از درون هستند.آنها به اين دليل در معرض تهديد هستند كه آنگاه كه در پي ارتقاي عدالت اجتماعي و حقوق بشر براي همه بر ميآيند، تلنگري به منافع ثروتمندان ميزنند.سركوب آنها نشاني است از اثرگذاري بالقوه آنها. اهداف استراتژيك 1 - فراهم ساختن حمايت سريع، عملي و موثر از مدافعان حقوق بشر كه در معرض تهديد هستند: الف) ارائه كمكهاي موثر و اضطراري 24 ساعته به اين گروه ب) ارائه حمايتهاي عملي جهت تقويت ظرفيت اين مدافعان براي مديريت امنيت ج) حمايت اينترنتي و تبادل ديدگاهها ميان مدافعان در مورد امنيت و حمايت 2 - بسط حمايتهاي بينالمللي از مدافعان در معرض خطر حقوق بشر: الف) حمايت از تقويت سازوكارهاي بينالمللي براي حمايت از مدافعان ب) ارتقا و كمك به شكل دادن به توسعه دركي از اهميت غايي حمايت از مدافعان براي اهداف وسيعتر حقوق بشري، صلح و توسعه 3 - توسعه آتي Front Line به عنوان سازماني موثر و پايدار كه سرعت و ابتكار در پاسخ به نيازهاي ابراز شده مدافعان را تضمين ميكند.
Amnesty International عفو بينالملل يك جنبش مردمي جهاني است كه در پي عملي ساختن حقوق به رسميت شناخته شده بينالمللي براي تمام افراد است.اين سازمان بيش از 2/2 ميليون عضو دارد و مشتركاني در بيش از 150 كشور و منطقه دارد و ما اين حمايت را براي اقدام در راستاي عدالت در طيف گستردهاي از مسائل هماهنگ ميكنيم.اين سازمان در سال 1961 تاسيس شد.ما در سراسر جهان فعال هستيم تا مانع سوءاستفادههاي حقوق بشري شويم.اين سازمان فعاليتهاي خود از سال 1961 تا سال 2007 را در سايت خود ذكر كرده است.عفو بينالملل همچنين در پي دنياي بهتر با توسل به اقدامات مردمي و انسجام بينالمللي است.ما تلاش ميكنيم تا اعضا و حاميان ما براي ممانعت از سوءاستفادههاي حقوق بشري جهت فشار بر دولتها، گروههاي مسلح و نهادهاي غيردولتي بسيج شوند.اين سازمان همچنين به راههاي كمكرساني به خود نيز اشاره ميكند از جمله: كمكهاي اهدايي و اقدام هماهنگ با عفو بينالملل. كميسيون بين المللي قضات (ICJ ) كميسيون بين المللي قضات سازماني است كه خود را وقف برتري، همبستگي و اجراي حقوق بين الملل و اصولي كرده است كه منجر به بسط و توسعه حقوق بشر ميشود. آنچه موجب تمايز كميسيون بين المللي قضات ميشود همانا بيطرفي و رويكرد هدفمند و حقوقي در راستاي دفاع و ارتقاي حقوق بشر به واسطه حاكميت قانون است. ديگر مشخصه اين سازمان ارائه مشاورههاي حقوقي در سطح ملي و بين المللي است جهت تضمين اينكه بهبود حقوق بين الملل منوط به اصول و معيارهاي حقوق بشري است كه در سطح ملي به اجرا در ميآيد. اين كميسيون در سال 1952 در برلين تاسيس شد و اعضاي آن متشكل از 60 قاضي صاحب نام است كه نمايندگان سيستمهاي حقوقي مختلف در جهان هستند. دبيرخانه بين المللي آن در ژنو مستقر است و مسوول شناسايي اهداف و برنامههاي كميسيون است. در انجام اين كار، دبيرخانه بين المللي از شبكهاي از بخشهاي ملي خودمختار و سازمانهاي مرتبط كه در تمام قارهها هستند، بهره ميبرد. جوايزي كه به اين كميسيون اعطا شده و ناشي از به رسميت شناختن كمكهاي كميسيون در راستاي ارتقا و حمايت از حقوق بشر است شامل جايزه اروپايي حقوق بشر از سوي شوراي اروپا، جايزه صلح Waterler،جايزه اراسموس و جايزه سازمان ملل براي صلح را ميتوان برشمرد. دبيرخانه بين المللي كميسيون بين المللي قضات تحت رهبري و هدايت دبيركل – همانگونه كه گفته شد – مسوول شناسايي اهداف و برنامههاي كميسيون است. كميسيون هر دو سال يكبار در كنفرانس دوسالانه ICJ با يكديگر ديدار كرده و در شكل بخشيدن و تعريف خط مشيها و فعاليتهاي اين سازمان به دبيرخانه بينالمللي ياري ميرسانند. در فاصله ميان اين كنفرانس دوسالانه، يك كميته اجرايي به نمايندگي از طرف كميسيون اقدام ميكند. اين كميته كه شامل 7 تا 9 كميسيونر است از سوي كميسيون به مدت دو سال برگزيده ميشود و ممكن است براي دو سال ديگر هم انتخاب شود. كميته اجرايي دست كم دوبار در سال ديدار ميكنند و ارتباط كاري منظمي با دبيرخانه بين المللي دارند. افزون بر اين، كميسيون نيز رئيس كميسيون و دو معاون رئيس را بر ميگزيند كه همين سازوكار انتخابي كميته اجرايي در مورد آنها هم صادق است.
ديدهبان حقوق بشر
Human Rights Watch ديدهبان حقوق بشر يك سازمان حقوق بشري غيرانتفاعي و غيردولتي است كه متشكل از بيش از 275 عضو در اقصي نقاط جهان است.پرسنل آن شامل فعالان حقوق بشري است از جمله كارشناسان، وكلا، روزنامه نگاران و دانشگاهيان با پيشينه و مليتهاي مختلف.ديدهبان در سال 1978 تاسيس شد كه به دليل يافتههاي دقيق آن، گزارشهاي بيطرفانه، استفاده موثر از رسانهها و حمايتهاي هدفمند غالبا در همكاري با گروههاي حقوق بشري محلي شهره است.هر ساله، ديدهبان حقوق بشر بيش از 100 گزارش در مورد شرايط حقوق بشري در حدود 80 كشور ارائه منتشر ميسازد كه پوشش گستردهاي در رسانههاي ملي و بينالمللي مييابد.با قدرتي كه اين روش به ارمغان ميآورد ديدهبان حقوق بشر با دولتها، سازمان ملل، گروههاي منطقهاي مثل اتحاديه آفريقا و اتحاديه اروپا، موسسات مالي و غيره در جهت تغيير در سياستها و اقداماتشان فشار وارد ميآورد كه حقوق بشر و عدالت در اقصي نقاط جهان را به ارمغان بياورد. منابع مالي آنچه در مورد منابع مالي اين سازمان جلب توجه ميكند اين است كه كمكهاي ارائه شده به آن تنها كمكهاي خيريه و كمكهايي است كه از سوي افراد و بنيادهاي غيردولتي در سراسر جهان به آن داده ميشود اما به هيچ روي (نه مستقيم و نه غيرمستقيم) هيچ كمك مالي از هيچ دولتي دريافت نميكند. فدراسيون جهاني حقوق بشر(FIDH ) تعهد اين سازمان احترام به تمام حقوق مصرح در اعلاميه جهاني حقوق بشر است.هدف فدراسيون دستيابي به پيشرفتهاي موثر از قربانيان، ممانعت از تخلفات حقوق بشري و تحريم متخلفان از اين حقوق است.اولويتهاي آن از سوي كنگره سه سالانه جهاني وهايت 22 نفره بينالمللي با حمايت دبيرخانه 30 نفره بينالمللي آن است. چهار اولويت اساسي حمايت از حقوق بشر، كمك به قربانيان: فعاليتهاي اين بخش شامل طيفي از تحقيقات قضايي، ملاحظات حقوقي، تحقيق، حمايت و مشاوره حقوقي است.فدراسيون فرآيندهاي سفت و سختي را برقرار كرده كه از سوي متخصصان مستقل و بينالمللي حقوق بشر اجرا ميشود. بسيج دولتها: حمايتهاي روزانه در چارچوب سازمانهاي درون دولتي.بر همين اساس FIDH دستورالعملها و حمايتهايي به 141 سازمان عضو و ساير شركاي محلي در تعامل خود با سازمانهاي درون دولتي (بينالمللي و منطقهاي) اعطا ميكند. حمايت از ظرفيت سازمانهاي مردم نهاد محلي براي اقدام: فدراسيون برنامه كمكهاي حقوقي را بهطور مشترك با شركاي محلي و اعضا در كشورهاي آنها انجام ميدهد.هدف هم تقويت ظرفيت داخلي براي اقدام از سوي مدافعان حقوق بشر و اعتبار سازمانهاي آنهاست از طريق آموزش و گفتوگو با مقامهاي مربوطه. آگاهي سازي: هدف انتشار نتايج ماموريتها، يافتههاي تحقيقي و پاسخهاي عيني به سوءاستفادههاي حقوق بشري است.بيانيههاي مطبوعاتي، كنفرانسهاي مطبوعاتي، نامههاي سرگشاده به سران دولتها، نوشتن تومار و غيره از جمله روشهاي آگاهيرساني است. اولويتهاي موضوعي: كه در كنگره سي و پنجم در اكوادور در مارس 2004 تعريف شد: 1 - حمايت از مدافعان حقوق بشر و اجراي اعلاميه 1998 سازمان ملل 2 - حمايت از حقوق زنان 3 - عدالت براي قربانيان 4 - ارتقاي احترام به حقوق بشر در مبارزه عليه تروريسم 5 - حمايت از جهانيسازي اقتصادي با عنايت به حقوق بشر
سازمان جهاني عليه شكنجه
(OMCT ) در سال 1986 در ژنو و براي پاسخ دادن به نيازهاي ابراز شده از سوي بسياري از سازمانهاي غيردولتي به ويژه سازمانهايي كه در كشورهاي جنوب فعاليت دارند، تاسيس شد. دبيرخانه بين المللي آنكه در ژنو مستقر است به عنوان «سيستم هشيار» عمل ميكند. اين دبيرخانه موارد مربوط به شكنجه را به صورت جهاني بازتاب ميدهد. در سال 1986 شبكه ارتباطي آن تنها متشكل از 48 كشور بود اما در حال حاضر 282 عضو در 92 كشور و تمام قارهها دارد. رويكرد اين سازمان از «پايين به بالا»ست و بر همين اساس به استراتژي، فرهنگ و مهارتهاي تمام سازمانهاي مردم نهاد احترام ميگذارد. اين سازمان از بدو تاسيس دو گونه فعاليت را در برنامه اقدام خود دارد: اول، «برنامه عمل (Campaign )فوري» كه اطلاعات آن از سوي شبكه اعضا رد و بدل ميشود كه سه هدف دارد:1 – ممانعت از اقدام به شكنجه و ساير تخلفات آشكار حقوق بشري 2 – تضمين حمايتهاي موثر و فراهم آوردن راهكارهاي مناسب براي قربانيان 3 – اجتناب از تخلفات آينده. دوم، برنامه «اقدام فوري ياري رسان به قربانيان شكنجه» كه كمكهاي پزشكي، حقوقي و اجتماعي به افرادي ارائه ميدهد كه با تهديد از سوي قربانيان شكنجه روبرويند. سازمان Human Rights First اين سازمان در سال 1978 تاسيس شد زماني كه كميته حقوقدانان بينالمللي حقوق بشر در پي ارتقاي قانون و سياستهايي براي بسط حقوق و آزاديهاي جهاني بودند.منشور اين سازمان در معرفي برنامهها و فعاليتهاي خود ميگويد: - ما در پي حمايت و دفاع از شأن انسانها از طريق احترام به حقوق بشر و حاكميت قانون هستيم. - ما براي برابري و آزادي فكر، بيان و مذهب مبارزه ميكنيم.ما حامي مردمي هستيم كه براي ارتقاي اين اصول در چارچوب جوامع خود تلاش پيگير ميكنند. - ما بر اساس قانون تلاش ميكنيم كه متخلفان از اين اصول را پاسخگو سازيم. - ما تلاش ميكنيم كه امنيت افراد را تضمين و در برابر اعمال قدرت خودسرانه دولتي از آنها حمايت كنيم. - ما با چالشهاي حقوق بشري با پاسخهاي استراتژيكي مقابله ميكنيم كه انسجام ما را به خطر نميافكند و ما متعهد به ايجاد يك جنبش جهاني از مردماني هستيم كه در اين اصول سهيماند. در چارچوب سازمانمان ما بر آموزش، احترام متقابل، همكاري و تكثر ديدگاهها ارزش ميگذاريم. سرويس بين المللي حقوق بشر (ISHR ) سازماني است كه همكاري ديگران با نهادهاي سازمان ملل و نهادهاي منطقهاي حقوق بشر را مورد حمايت قرار داده، ترغيب كرده و با آنها ارتباط برقرار ميكند. اين سازمان در سه سطح منطقه اي، ملي و بين المللي فعاليت ميكند. ما در پي ارتقا، توسعه، تقويت، استفاده موثر و اجراي سازوكارهاي بين المللي و منطقهاي حقوقي براي حمايت و ارتقاي حقوق بشر است. افزون بر اين، بر اساس قانون سوييس سازماني است بين المللي و غيرانتفاعي كه از سوي نهادهاي دولتي و بنيادهاي خصوصي مورد حمايت مالي قرار ميگيرد.
سازمان Front Line
بنيادي بينالمللي براي حمايت از مدافعان حقوق بشر است.اين بنياد در سال 2001 در دوبلين و با هدف حمايت از مدافعان حقوق بشر كه در معرض خطر قرار دارند و مردماني كه بدون توسل به خشونت با هدف دستيابي به حقوقي كه طبق اعلاميه جهاني حقوق بشر از آن بهره مندند تلاش ميكنند، تاسيس شد.هدف اين بنياد جامه عمل پوشاندن به برخي از ملزوماتي است كه از سوي مدافعان حقوق بشر مطرح شده است مثل حمايت، آموزش و دسترسي به نهادهاي بينالمللي كه قادر باشد به نمايندگي از جانب آنها به اتخاذ موضع بپردازد.اين بنياد با ارائه 24 خط تلفني گامهاي عملي براي حمايت از مدافعان در معرض تهديد حقوق بشر را فراهم ميكند و از اين راه مدافعان حقوق بشر را به مثابه گروهي آسيب پذير مورد شناسايي قرار ميدهد.اين بنياد همچنين به نمايندگي از جانب مدافعان حقوق بشري كه در معرض تهديد قرار دارند اقدام به رايزني و تلاش در جهت دفاع از حقوق آنان ميكند و در مواقع اضطراري در تسهيل يك جابجايي موقتي ميتواند اثرگذار باشد.Front Line همچنين اقدام به انجام تحقيقات و انتشار گزارشاتي از برخي كشورها ميكند. گزارشات سالانه و اطلاعات مالي منابع مالي از منابع زير تامين ميشود: برنامه كمكهاي ايرلند (Irish Aid )/ - ابزارهاي اروپايي براي دموكراسي و حقوق بشر / وزارت امور خارجه سلطنتي نروژ/ Swiss FDFA / Swiss SDC / بنياد فورد شبكه بنيادهاي اروپايي و بسياري سازمانها و بنيادهاي ديگر.در سايت اين بنياد آمده كه هزينههاي آن در سال 2007 بالغ بر 583/123/2 هزار يورو و درآمدهاي آن از جانب كمكهاي ارائه شده از سوي دولتها، بنيادها و سازمانهاي غيردولتي ديگر، افراد و انجام پروژههاي مشترك 500/333/2 يورو شده است. ساختار سازماني Front Line اين سازمان بر اساس منشور آن كه به 20 آگوست 2002 باز ميگردد يك سازمان خيريه است.بر همين اساس اهداف آن عبارتند از: فراهم ساختن آموزش، ارتباطات و حمايت براي مدافعان حقوق بشر، تدارك آرامش و رفاه براي مدافعاني كه قرباني تخلفات حقوق بشري بودهاند، تحقيق و ارتقاي آگاهي از وضعيت مدافعان حقوق بشر.در واقع (Front Line كه شايد بتوان آن را به فارسي سازمان پيشاهنگان حقوق بشر ناميد) در سال 1893 طبق قانون بنيادهاي خيريه به عنوان يك سازمان وقفي تاسيس شد و در اوت 2002 توانست موقعيت رسمي و حقوقي يك بنياد خيريه را كسب كند. برنامه استراتژيك سازمان پيشاهنگان حقوق بشر براي 2007 – 2010 نگرش: نگرش اين سازمان همانا جهاني است كه در آن مدافعان حقوق بشر به تضمين رعايت اعلاميه جهاني حقوق بشر – كه يك واقعيت براي همه است – كمك ميكنند. ماموريت: ماموريت ما حمايت، پشتيباني، دفاع و اقدام به نفع مدافعان حقوق بشري است كه زندگي و سلامتي روحي – جسمي آنها خواه كوتاه مدت يا بلندمدت به دليل فعاليتهايشان در معرض تهديد قرار گرفته است.هزاران سال پيش «سان تزو» جملهاي را بيان داشت كه اين جمله سرلوحه سركوبگران تا به امروز شده است: «يك نفر را بكش، هزاران نفر را بترسان».بر همين اساس ماموريت ما (به طور خلاصه) بدين شرح است: حمايت از يك نفر، قدرتمند ساختن هزاران نفر ديگر: مدافعان حقوق بشر عواملي اساسي در دگرگون ساختن يك جامعه از درون هستند.آنها به اين دليل در معرض تهديد هستند كه آنگاه كه در پي ارتقاي عدالت اجتماعي و حقوق بشر براي همه بر ميآيند، تلنگري به منافع ثروتمندان ميزنند.سركوب آنها نشاني است از اثرگذاري بالقوه آنها. اهداف استراتژيك 1 - فراهم ساختن حمايت سريع، عملي و موثر از مدافعان حقوق بشر كه در معرض تهديد هستند: الف) ارائه كمكهاي موثر و اضطراري 24 ساعته به اين گروه ب) ارائه حمايتهاي عملي جهت تقويت ظرفيت اين مدافعان براي مديريت امنيت ج) حمايت اينترنتي و تبادل ديدگاهها ميان مدافعان در مورد امنيت و حمايت 2 - بسط حمايتهاي بينالمللي از مدافعان در معرض خطر حقوق بشر: الف) حمايت از تقويت سازوكارهاي بينالمللي براي حمايت از مدافعان ب) ارتقا و كمك به شكل دادن به توسعه دركي از اهميت غايي حمايت از مدافعان براي اهداف وسيعتر حقوق بشري، صلح و توسعه 3 - توسعه آتي Front Line به عنوان سازماني موثر و پايدار كه سرعت و ابتكار در پاسخ به نيازهاي ابراز شده مدافعان را تضمين ميكند.
Monday، May 25، 2009
رسانه ی آزاد و . . .

اتفاق اخیر در کشور انگلستان که بازتابی جهانی داشته و صفحات زیادی از رسانه های دنیا
را نیزبه خود اختصاص داده است ؛ و منجر به ایجاد ذهنیتی منفی در میان مردم نسبت به
مسئولین اجرایی و تقنینی در سطح کشور شده ، تا حدی که به عذر خواهی گوردون براون
نخست وزی کشور و مهمتر ازآن استعفای رئیس مجلس عوام آن کشور انجامیده است ، از
این جهت قابل توجه است که رسانه ی آزاد وبه دور ازسانسورومحدودیت چقدر قادر است تا
با نظارت جدی و نقادانه برقدرت ، سبب افشای سوءاستفاده از جریان هایی که استفاده رانتی
از قدرت می نمایند بشود وبا افزایش آگاهی اجتماعی مردم ، آنان را به کنش فعال واداشته و
در تصمیم سازی و تصمیم گیری برای سرنوشت شان مداخله دهد.
اگرچه این امر برای رسانه ی جهان سومی کمی غریب است . نمونه های ایجاد محدودیت از
یک سو و تعطیلی های فله ای که منجر به مسدود سازی مسیرآگاهی رسانی می شود ؛ از
سوی دیگر ، سرنوشت رسانه هارا که قدرت آنها را بر نمی تابد، بهترین گواه نقش وتکالیف
شان می باشد . وظیفه ی رسانه از یک طرف و اثرگذاری آن از سوی دیگر، در یک جامعه
مبتنی برآزادی اندیشه وبیان ، آن تصویری ست که بهترین کارکردش را در اتفاق اخیری که
در کشور انگلستان روی داده است ، باز می نماید ؛ نه درفیلتر شدن محیط اجتماعی بزرگ
فیس بوک !
Friday، May 22، 2009
نکاتی درخصوص دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
سال 88 با التهابات خاصی همراه است . جدا از بحران موجود در عرصه های مختلف زندگی
مردم ، که اثرات بحران جهانی را ( علیرغم گفته های محمود احمدی نژاد رئیس کابینه ی نهم
که به انکار اثرات نتایج بحران جهانی بر زندگی مردم پای می فشرد ) نیز درخود پذیرفته است
فرارسیدن فصلی که دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری را در 22 خرداد ماه رقم خواهد
زد ازیک سو ؛ و حاشیه های آن که گاه از خود متن پررنگ تر وشفاف تردرتیررس نگاه ها و
دیالوگ ها و حتی منازعات رقیب شاد کن قرار میگیرد ازسوی دیگر ؛ دریچه ای دراین فضای
ملتهب گشوده است ، که علیرغم انفعال وبی تفاوتی بخشی از اذهان جامعه، موضوع موردتوجه
وچالش انگیز میان کسانی ست که بخشی از اوقات خود را به مطالعه رسانه ها وتعقیب خطوط
مطرح در مواضع جریان های سیاسی موجود اختصاص می دهند. این حساسیت در واکنش های
جریان های مختلف روشنفکری بیشتر مشاهده می شود . تاجایی که کنشهای پدید آمده و واکنش
های ابراز شده ، نشان از توجه مسئولانه جریان روشنفکری با همه فراز و نشیب تاریخی اش
دراین خصوص دارد .
عملکرد تقریبا چهار ساله کابینه نهم در حوزه ی داخلی و نیز سیاست های خارجی ، در سطوح
مختلف سیاسی، فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و . . . آثاری به جا گذاشته است که چه در طول
فعالیت چهارساله کابینه ی نهم و چه در طی چند ماهه ی اخیر به واکنش های معترضانه ای از
سوی مسئولان ، نمایندگان پارلمان ، تشکل های صنفی ، روزنامه نگاران و نویسندگان و . . .
منجرگردیده است . اخبار وگزارشهای رسانه ها در این خصوص آمارمختلفی را ارائه داده اند.
درسیاست های خارجی نیز گاه با طرح موضوعات و گاه با کاربرد نوع ادبیات درسخن گفتن،
واکنش های اعتراض آمیز را به جاگذاشته است . پیامد سیاست های دولت نهم به ویژه درحیات
داخلی زندگی مردم ما ، چنان با اثرات ناامید کننده همراه بوده که به فشاراجتماعی گسترده ای
روی زندگی مردم منجرشده است. نمونه های بی شماری از افداماتی که به لحاظ اقتصادی به
زندگی مردم آسیب رساند ، می توان ارائه کرد. یا ایجاد امیدهای غیرکارشناسی شده و کاذب
که به بسیج عواطف وایجاد خوشبینی در مردم می انجامد ؛ اما تنها درسطح شعارباقی مانده و
دولت بی تفاوت از کنار آن می گذرد . سوارشدن بر موج احساسات توده ی مردم وشعارهای
عدالت خواهانه سردادن ( پوپولیسم درواقع زائیده ی چنینی رابطه ای ست ) وبه دلیل غیرکار
شناسی بودن بسیاری ازلوایح و طرح ها ، از کنار عدم اجرای آن بی تفاوت گذشتن و آن را
مشمول مرور زمان کردن !
فاجعه ی تورم بالای 25 درصد در کشور ما نتیجه ی چه سیاستی ست ؟!
فرم پرسشنامه ی خانوار که قرار بود به خانواده ها ماهانه مبلغی پرداخت شود به چه سرنو
شتی دچارآمد؟! و . . . آیا کابینه ی نهم به راحتی از کنار این طرح که موجی از امید را برای
مردم ایجاد کرده بود، نگذشته است !
اگرچه این همه ناشی از نگاه و اعمال سیاست های توده گرایانه دولت احمدی نژاد در طول
چهارساله ی اخیر است . وضرورتا نگاه ها رادرجامعه به سمتی هدایت می کند که درجست و
جوی روزنه ای برای انداختن طرحی نو و ایجاد چشم اندازی تازه در زندگی مردم است .
به همین جهت است که جریان موسوم به اصلاح طلبی درایران با طرح شعارهایی درموسم
انتخاب دهمین رئیس جمهور پا به عرصه ی فعالیت جدی تبلیغی گذاشته است . دونماینده ای
که اکنون جریان اصلاح طلبی را برای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری رهبری می
کنند (کروبی وموسوی ) با طرح شعارها و برنامه هایی که به زعم شان ناظر برمنافع ملت
ایران است ، رقابتی فشرده را با جریان راست موجود آغازکرده اند . باید ازاکبراعلمی که
دردوره ی قبل نماینده ی شجاع پارلمان بوده و خود را کاندید دهمین دوره انتخابات ریاست
جمهوری کرده بود که نتوانست از سد آهنین شورای نگهبان عبور نماید ، که جای تاسف است .
وی نیز از دیگر کاندیداهای جریان اصلاح طلبی این دوره بوده است .
عمده برنامه ها و شعارهایی که توسط دوکاندیدای جریان اصلاح طلبی تدوین ومطرح گردیده ،
حول رعایت حقوق شهروندی و برخی برنامه های اقتصادی ست ، که منافع مردم زحمتکش را
هدف گرفته است . در این بین فعالیت های عملی واقدام های قابل توجه مهدی کروبی در سطوح
وزمان های مختلف ، که همه ناظر بر دفاع واقعی وی از منافع حقوقی و قانونی فرد یا اصل
قانونی بوده که از سوی حاکمیت مورد هجوم قرار گرفته و نقض شده است . این موضوع به
قدری حائز اهمیت است که در این برهه حساس از زمان که چند روزی بیشتر به برگزاری
انتخابات باقی نماند ه باید مورد توجه مخاطبانی قرار گیرد که معتقد به اصل تغییر بوده وجهت
تحقق حتی کف مطالبات دمکراتیک در همه ی حوزه ها ، باور به ریختن آرا در صندوق دارند
نسبت مقایسه ی بین عملکرد اجتماعی کروبی وموسوی برای راهیابی به دوراول انتخابات
بدون شک با توجه به خاموشی طولانی میرحسین موسوی در طول تقریبا دودهه ی اخیر و
واکنش های جدی و مهمتر پیگیری های مستمر مهدی کروبی در خصوص نقض حقوق شهرو
ندان چه در زمان مسئولیت وی و چه در زمانی که فاقد مسئولیت بوده و به فعالیت حزبی روی
آورده ، موقعیت و نگاه ها را به سمت وی کشانده است .
به نظر راقم این سطور مطالبات دمکراتیک ملت ایرا ن بیش از آنچه است که در شعارها و
طرح های جریان اصلاح طلبی نمود یافته است . اما اگربراین باورباشیم که باید جهت تحقق
حقوق تضییع شده اقشار ، صنف ها ، تشکلها ، جریان ها و . . . بکوشیم وتغییری جدی را به
در عرصه ی حاکمیت شاهد باشیم ؛ ناگزیر به آوردن آراء خاموش به میدان مطالبات هستیم .
طرح این مباحث وتدوین مطالباتی که درچارچوب ظرفیت قانونی جامعه ی ما است وایجاد
حساسیت نسبت به پیگیری این مطالبات چه در عرصه ی حاکمیت و چه در پایین در را بطه با
مردم ، زمانی که جریان اصلاح طلبی ابزارقدرت را در دست خویش گرفتند ، از ضروری
ترین وظایف جریان خواهان تغییردر جامعه است .
Monday، May 11، 2009
نمایشگاه کتاب و . . .

بیست و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران که اکنون برگزار شده است و مورد
بازدید مخاطبان قرار دارد ، متاسفانه به دلیل سیاست های بعضا غیرفرهنگی وسیاسی
مسئولین برگزار کننده ؛ منجر به حذف و ممانعت از شرکت برخی کتاب ها و ناشران
در این نمایشگاه گردیده است .
در حالی که سرانه ی مطالعه در ایران هیچ تناسبی با نرخ رشد جمعیت نداشته و تیراژ
پایین کتاب ها به خوبی گواه بر نازل بودن سطح مطالعه در میهن ما می باشد ؛ عجیب
است که به جای تقویت جایگاه فرهنگی در کشور ؛ به روش های مختلف به حذف و
کاهش امرمطالعه پرداخته می شود .
ایجاد محدودیت و حذف حضور برخی ازناشران مانند نشر (( اختران )) (( جامه دران))
و یا ایجاد مشکلات دیگر برای برخی ازناشران چه توجیهی می تواند داشته باشد ؟
یا لغو مجوز برخی از کتاب ها که چندین بار به چاپ رسیده ومورد استقبال قرار گرفته
اند ؛ با چه توجیهی همراه است . رمان (( نیمه ی غایب )) حسین سناپور داستان نویس
خوب کشور ما که 15 بار تجدید چاپ شده ؛ لغو مجوز می شود . برای این عمل ضد
فرهنگی چه نامی می توان گذاشت ؟! در حالی که مشاهده می شود در همین کابینه ی
نهم ، گاه کتاب هایی چاپ یا تجدید چاپ می شود، که یک عمل پارادوکسیکال را از
سیاست های فرهنگی به نمایش می گذارد ! مانند چاپ ترجمه های جدیدی از آثار
کارل مارکس ، فریدریش انگلی و حتی لنین ؛ و یا تجدید چاپ برخی آثار این کلاسیک
های مارکسیستی!
این تناقض درعمل را چگونه باید تبیین کرد . در هردوره ای ازتشکیل کابینه، سیاست
های متفاوتی در امر فرهنگ درپیش گرفته می شود ؛ وموقعیتی های متناقضی تدوین
می گردد ، که جز ایجاد شرایط مبهم ومه آلود برای مخاطب فرهنگ ، دستاورد دیگری
برای وی ندارد .
بدیهی ست که تدوین یک رویکرد آزاد ودمکراتیک در عرصه ی تولید فرهنگ و هنر،
وتوجه به نیاز مخاطب درعصر جدید که مشحون از نیاز ارتباطی و فرهنگ دریک
فضای باز وتوام با آرامش می باشد ؛ می توان به رشد و توسعه ی فرهنگ یاری رساند.
سیاست حذف ومحدودیت در دوران معاصر منجر به ایجاد روزنه هایی می شود، که
مخاطب را به سمت آن هدایت نموده تا از آن طریق هوایی را استشمام نماید که خوشایند
متولیان فرهنگی نیست !
Wednesday، May 06، 2009
شماره جدید ویژه نامه. . .
ویژه نامه ی روزنامه ی آوای شمال در پانزدهم اردیبهشت سال جاری منتشرشد .
در این شماره ویژه نامه که به شعر ، داستان ، نقد ، ترجمه و . . . اختصاص دارد؛
و همچنان زنان نویسنده همچون سایر شماره های این نشریه ، حجم قابل توجهی از
نوشته های مختلف آن را به خود اختصاص داده اند واین نشریه به سردبیری مسعود
بیزارگیتی همچنان منتشر می گردد ، آثاری از نویسندگان و شاعران زیررا به چاپ
رسانده است :
تقی خاوری ، الهام یکتا ، مجید دانش آراسته ، لیلا نیرومند ، رحمان چوپانی ، آزاده
بیزارگیتی ، بهزاد موسایی ، ناتاشا محرم زاده ، مرتاض هجری ، زهرا دیانت کار،
رضا ستوده ، مینا عارفی دوست ، محمد آقا زاده ، لنگستون هیوز ، لیندا بلک و . .
سکوت ...
مرحوم احمد شاملو سال ها پیش شعرهایی را از بانویی آلمانی ترجمه کرده ومنتشر
کرده بود، که استقبال و توجه به آن ترجمه توسط نسل جوانتر ادبیات خوان ، قابل
توجه بود . سکوت سرشار از ناگفته ها ست عنوانی بود که مترجم برای ترجمه ی
خود برگزیده بود . وآن شاعره ی گرامی ، بانو مارگوت بیگل نام داشت.
عنوان انتخابی مترجم که از شعری از متن ترجمه برگرفته شده بود ؛ به نظر من نا
ظربروضعیت اجتماعی حاکم درمیهن مان بود . اگرچه پنهان در لحن و بیان تغزلی
اشعار . و سکوت کوتاه این قلم نیزکه اگرچه اندیشه هایی را درذهن داشت ؛ اما بی
هیچ پستی ، این روزها را پشت سرگذاشت . و این بماند تا در فرصتی دیگر . . .
Sunday، March 22، 2009
انتظار
این صدا
اگرکه فتیله نمی گیراند
در کوچه های مضطرب
ازنگاه پنجره ها / می گذرند
عابرانی
خسته از توقف طولانی
تنها چند حرف
Tuesday، March 17، 2009
سیاست تنها عرصه ی اخلاق نیست
موقعیت و فرایند رویدادهای در گذر در سطوح سیاسی ، افتصادی ، فرهنگی و اجتماعی به
حدی پیچیده و گاه ناپایدار است که تحلیلگران را در بررسی شرایط به جانب احتیاط احاله
می دهد .
بحران ناشی ازبرخی عملکردهای غیر کارشناسانه وگاه انحصارطلبانه ی کابینه ی نهم در
زندگی اقتصادی مردم چنان اثرنامطلوب وغم انگیزی باقی گذاشته که این روزها که در آستا
نه ی سال 1388 قرار گرفته ایم ؛ عرصه زندگی مادی را بر اکثریت مردم زحمتکش تنگ
نموده است . در سایر حوزه ها چون مطبوعات ، حقوق صنفی سایر قشرها و صنوف نیز
فشارها و دشواری ها دیده می شود . از این رو بخش روشنفکر جامعه چشم بر انتخابات دهم
ریاست جمهوری دوخته است . اگرکه شرایط به شدت اعتراض انگیزوضعیت انتخابات نهم
اتفاق نیفتد ! اگرچه از هم اکنون تهمت ها و تهدیدها و اتفاقات اخیر که در شهرهای مختلف
به خاطر حضور کاندیداهای اصلاح طلبان، به منظور سخنرانی درمجامع و مکانهای مختلف
رخ داده است ؛ نشان از بی صبری و نگرانی راستگراها از پیروزی احتمالی اصلاح طلبان
دارد .
زمزمه ی انصراف سید محمد خاتمی یکی ازلیدرهای اصلاحات از کاندیداتوری ، یکی دو
روزی ست که به گوش می رسد . اگرچه وی پیشتر گفته بود با آمدن موسوی ، با وی به رقا
بت نخواهد نشست. و از سویی نیز هزینه حضور خود را درشرایط فعلی بسیارپرهزینه برای
ملت ایران دانسته بود ؛ که گزینه ی پرهزینه بودن حضور وی اگر چه صحیح است ؛ اما آیا
حرکت در جهت رشد و توسعه و گشودن روزنه های جدید به منظورترقی منافع ملی ، آن هم
با شرایط فعلی کشور ما می تواند فاقد هزینه بوده باشد ؟ حرکت خاتمی درراستای اعلام
انصراف از کاندیداتوری به یکی از دلایل پیش گفته شاید ازنظر اخلاقی درست بوده باشد !
اما دقیقا بنا به یکی از دلایل عقب نشینی جهت مبارزه در راه توسعه وارتقاء منافع ملی ما
قلمداد می شود . مگر چنین اعلام شود به دلیل مسدود بودن راه ها برای امر توسعه ی مورد
نظر وی ؛ ایشان قادر به حضور و ادامه راه نمی باشند . که باز هم باید اندیشید که لوازم این
راه برای رسیدن به مقصد مبارزه و هزینه کردن است . همان که دربرروی تان می بندند تا
نتوانید به سخن بپردازید وبا مخاطب اندیشنده خود از طرح ها وبرنامه های تان بگوئید .
متاسفانه ظرفیت جامعه ی ما در برقراری دیالوگ چندان بالا نیست ؛ ورنج موجود ناشی از
استیلای بی چون و جرای مونولوگ می باشد .
امید می رود که با درک این مهم ، دیگر کاندیداهای اصلاح طلب راهی برای بالا بردن ظر
فیت گفتگوی متفابل و ایجاد چشم اندازنگاه کار شناسانه بگشایند!
حدی پیچیده و گاه ناپایدار است که تحلیلگران را در بررسی شرایط به جانب احتیاط احاله
می دهد .
بحران ناشی ازبرخی عملکردهای غیر کارشناسانه وگاه انحصارطلبانه ی کابینه ی نهم در
زندگی اقتصادی مردم چنان اثرنامطلوب وغم انگیزی باقی گذاشته که این روزها که در آستا
نه ی سال 1388 قرار گرفته ایم ؛ عرصه زندگی مادی را بر اکثریت مردم زحمتکش تنگ
نموده است . در سایر حوزه ها چون مطبوعات ، حقوق صنفی سایر قشرها و صنوف نیز
فشارها و دشواری ها دیده می شود . از این رو بخش روشنفکر جامعه چشم بر انتخابات دهم
ریاست جمهوری دوخته است . اگرکه شرایط به شدت اعتراض انگیزوضعیت انتخابات نهم
اتفاق نیفتد ! اگرچه از هم اکنون تهمت ها و تهدیدها و اتفاقات اخیر که در شهرهای مختلف
به خاطر حضور کاندیداهای اصلاح طلبان، به منظور سخنرانی درمجامع و مکانهای مختلف
رخ داده است ؛ نشان از بی صبری و نگرانی راستگراها از پیروزی احتمالی اصلاح طلبان
دارد .
زمزمه ی انصراف سید محمد خاتمی یکی ازلیدرهای اصلاحات از کاندیداتوری ، یکی دو
روزی ست که به گوش می رسد . اگرچه وی پیشتر گفته بود با آمدن موسوی ، با وی به رقا
بت نخواهد نشست. و از سویی نیز هزینه حضور خود را درشرایط فعلی بسیارپرهزینه برای
ملت ایران دانسته بود ؛ که گزینه ی پرهزینه بودن حضور وی اگر چه صحیح است ؛ اما آیا
حرکت در جهت رشد و توسعه و گشودن روزنه های جدید به منظورترقی منافع ملی ، آن هم
با شرایط فعلی کشور ما می تواند فاقد هزینه بوده باشد ؟ حرکت خاتمی درراستای اعلام
انصراف از کاندیداتوری به یکی از دلایل پیش گفته شاید ازنظر اخلاقی درست بوده باشد !
اما دقیقا بنا به یکی از دلایل عقب نشینی جهت مبارزه در راه توسعه وارتقاء منافع ملی ما
قلمداد می شود . مگر چنین اعلام شود به دلیل مسدود بودن راه ها برای امر توسعه ی مورد
نظر وی ؛ ایشان قادر به حضور و ادامه راه نمی باشند . که باز هم باید اندیشید که لوازم این
راه برای رسیدن به مقصد مبارزه و هزینه کردن است . همان که دربرروی تان می بندند تا
نتوانید به سخن بپردازید وبا مخاطب اندیشنده خود از طرح ها وبرنامه های تان بگوئید .
متاسفانه ظرفیت جامعه ی ما در برقراری دیالوگ چندان بالا نیست ؛ ورنج موجود ناشی از
استیلای بی چون و جرای مونولوگ می باشد .
امید می رود که با درک این مهم ، دیگر کاندیداهای اصلاح طلب راهی برای بالا بردن ظر
فیت گفتگوی متفابل و ایجاد چشم اندازنگاه کار شناسانه بگشایند!
Sunday، March 08، 2009
شماره جدید ویژه هنروادبیات
آخرین شماره ویژه نامه ی هنروادبیات آوای شمال درسال جاری هفدهم اسفند ماه
منتشر شد . این ویژه نامه به دلیل تعطیلات نوروزی ، در صورت عدم بروز
هیچگونه مشکل در نیمه اردیبهشت سال 88 انتشار خواهد یافت .
درشماره جدید ویژه نامه که به دبیری مسعود بیزارگیتی منتشر می شود ، آثاری
می خوانید از جواد شجاعی فرد ، هادی جامعی ، اسدالله عمادی ، سیروس نیرو ،
محمود بدرطالعی ، مسعود بیزارگیتی حسین نوروزی پور ، کروب رضایی و . . .
در شماره جدید ویژه نامه ، مطالبی درزمینه داستان ، شعر ، نقد و ترجمه چاپ
شده است .
نکته ی جالب چاپ شعری از Alan Mumford شاعر ولزی ست که برنده ی
جایزه نخست شعر لندن شده است . این شعر توسط خانم لیلا نیرومند مترجم خوب
ترجمه شده است . نکته اینجاست که زمانی که صاحب این قلم درولز بودم ،تلاش
زیادی برای شناسایی و آشنایی با تشکل های ادبی آنجا به عمل آوردم که البته باید
از دوشیزه Madi یاد فراوانی بکنم که در این خصوص پیگیری زیادی انجام داده
بودند ؛ اما موفق به پیدا کردن اعضاه انجمن نشده بودم .
با این حال آشنایی با این شاعر که برنده جایزه نیز شده است ، بی گمان برای خوا
نندگان آوای شمال خوشایند خواهد بود
Saturday، March 07، 2009
March 8th
Wednesday، March 04، 2009
خبرگزاری ایسنا
«صداهاي ريخته» به چاپ رسيد
سرويس: /فرهنگ و/ کد خبر :60292
1387/12/1312:38
خبرگزاري دانشجويان ايران - گيلان«صداهاي ريخته» اثر مسعود بيزارگيتي شاعر گيلاني به چاپ دوم رسيد. به گزارش خبرگزاري
«صداهاي ريخته» به چاپ رسيد
سرويس: /فرهنگ و/ کد خبر :60292
1387/12/1312:38
خبرگزاري دانشجويان ايران - گيلان«صداهاي ريخته» اثر مسعود بيزارگيتي شاعر گيلاني به چاپ دوم رسيد. به گزارش خبرگزاري
دانشجويان ايران (ايسنا)- منطقه خزر آخرين مجموعه شعر مسعود بيزارگيتي شاعر و منتقد معاصر كه در سال 86 به چاپ رسيده بود، بهمن ماه سال جاري از سوي انتشارات فرهنگ ايليا در 132 صفحه در شمارگان 1100 نسخه در چاپ دوم، روانه بازار گرديد.بيزارگيتي صاحب چند اثر ديگر در حوزه شعر و نقد ادبي مي باشد كه از آن جمله مي توان به كتابهاي لحظه ها و تامل، روند بغرنج آفرينش، شكلي كه نام تو دارد، زبان گمشده و نشان هاي بي جهت اشاره كرد.شايان ذكر است اين شاعر گيلاني دبير سرويس فرهنگي روزنامه آواي شمال مي باشد كه هر ماه ويژه نامه هنر و ادبيات را در اين روزنامه به چاپ مي رساند. انتهاي پيام
[ صفحه اصلي ] [ سرويس فرهنگ و] [ عناوين کل اخبار ] [ چاپگر ] [ نسخه چاپي ] [ نمايش خبر ]
[ صفحه اصلي ] [ سرويس فرهنگ و] [ عناوين کل اخبار ] [ چاپگر ] [ نسخه چاپي ] [ نمايش خبر ]
Monday، March 02، 2009

چاپ دوم صداهای ریخته آخرین مجموعه شعرمسعود بیزارگیتی که چاپ نخست آن
درسال 86 انجام شده بود ، توسط انتشارات فرهنگ ایلیادر 132 صفحه و در
شمارگان یکهزار ویکصد نسخه درسال جاری منتشر و روانه ی بازار گردید .
از مسعود بیزارگیتی پیش از این کتاب های :
لحظه هاوتامل ، روند بغرنج آفرینش ، شکلی که نام تو دارد ، زبان گمشده ،
نشان های بی جهت ، انتشار یافته بود . و کتاب های دیگری از وی نیز
در زمینه نقد و مقالات ادبی - فرهنگی ، داستان و شعر آماده ی انتشار
می باشد.
مسعودبیزارگیتی هم اکنون به عنوان دبیرسرویس فرهنگی روزنامه ی
آوای شمال ،همه ماهه ویژه نامه ای فرهنگی - هنری را منتشرمی نماید.
Thursday، February 26، 2009
ازدوست داشتن
همین قدر کافی ست
بگویم
چند . . .
تعویض می شود
آن که نگاهش / باید
بوی سنگفرشی
که از جاده می آید
بگویم
چند . . .
تعویض می شود
آن که نگاهش / باید
بوی سنگفرشی
که از جاده می آید
Wednesday، February 18، 2009
پله ی آخر؟!
پله
پله
انتظار
قلبی که در چشم ها می تپد
پله ی آخر
به کدام سو
چشم بگردانم
آن دست ها
با کدام باران
نگاه مرا
تازه می کند
Monday، February 16، 2009
این نت بی قرار
بال که می گشاید
آنسوترازنگاه خاموشم
شهابی
خطوط طولانی شب را
پریشان می کند
دست های تو دور است
چشم های تو
آری
صدایت اما
با هرچشمک ستارگان
جنگل خاموش خاطره هارا
روشن می کند
نت های منتظرم / چقدر
هوای نگاه تو را دارد
آنسوترازنگاه خاموشم
شهابی
خطوط طولانی شب را
پریشان می کند
دست های تو دور است
چشم های تو
آری
صدایت اما
با هرچشمک ستارگان
جنگل خاموش خاطره هارا
روشن می کند
نت های منتظرم / چقدر
هوای نگاه تو را دارد
Thursday، February 05، 2009
ملودرام گفتمان اصلاح طلبی و انتخابات
واقعیت این است که در موقعیت بحران امروز که در همه سطوح ملی و بین المللی گریبان
همه را گرفته است ، چرخش های متنوع و غیرقابل توجیه و دفاع برخی لیدرهای جنبش
اصلاح طلبی دررفتارهای سیاسی شان ، تبدیل به ملودرامی می شود ؛ که تنها بازنده آن
شهروندان ایرانی می باشند .
خیلی زمان نگذشته است از تاریخی که ، درموقعیت های انتخاباتی گوناگون ، نحوه تعامل
دستگاه های برگزارکننده با نمایندگان پارادایم اصلاح طلبی چگونه بوده ، ازیک سو ؛ و
رابطه ی موجود و تعامل میان خود اصلاح طلبان در تحلیل شرایط موجود و اتخاذ صحیح
ترین مواضع که ناظر برمنافع ملت ( نه توده ) باشد ، نه توجه به منافع جناح و باند ؛ ازسوی
دیگر؛ درس آموز بوده باشد . عجیب است که هنوزوضعیت انتخابات دور نهم به جهت تشتتی
که در آرایش جریان اصلاح طلبی وجودداشت ، در حال تکرارمی باشد . و این به خوبی گواه
عدم ورزیدگی حزبی از یک سو وبی انطباقی سیاست ها و نگرشها با منافع ملت از سوی دیگر
است.
متاسفانه جدی نبودن و ضعف نگاه حزبی ، همچنین معیوب بودن نگاه ونوع رابطه با مردم ،
یکی از عوامل جدی وضعیت پیش آمده است.
هنوزتا انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری فرصت باقی ست ، تا جریان موسوم به اصلاح
طلبی به ترمیم و اصلاح دیدگاه وروش های خود بیاندیشد . زیرا پرسش های زیادی را باید
پاسخ گوید تا قادر باشد رابطه خود را با مردم که در اصل تکیه گاه واقعی آنان می باشند ، باز
سازی نمایند !
در زمانی دیگرروی این مقوله بیشتر تامل خواهیم کرد.
همه را گرفته است ، چرخش های متنوع و غیرقابل توجیه و دفاع برخی لیدرهای جنبش
اصلاح طلبی دررفتارهای سیاسی شان ، تبدیل به ملودرامی می شود ؛ که تنها بازنده آن
شهروندان ایرانی می باشند .
خیلی زمان نگذشته است از تاریخی که ، درموقعیت های انتخاباتی گوناگون ، نحوه تعامل
دستگاه های برگزارکننده با نمایندگان پارادایم اصلاح طلبی چگونه بوده ، ازیک سو ؛ و
رابطه ی موجود و تعامل میان خود اصلاح طلبان در تحلیل شرایط موجود و اتخاذ صحیح
ترین مواضع که ناظر برمنافع ملت ( نه توده ) باشد ، نه توجه به منافع جناح و باند ؛ ازسوی
دیگر؛ درس آموز بوده باشد . عجیب است که هنوزوضعیت انتخابات دور نهم به جهت تشتتی
که در آرایش جریان اصلاح طلبی وجودداشت ، در حال تکرارمی باشد . و این به خوبی گواه
عدم ورزیدگی حزبی از یک سو وبی انطباقی سیاست ها و نگرشها با منافع ملت از سوی دیگر
است.
متاسفانه جدی نبودن و ضعف نگاه حزبی ، همچنین معیوب بودن نگاه ونوع رابطه با مردم ،
یکی از عوامل جدی وضعیت پیش آمده است.
هنوزتا انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری فرصت باقی ست ، تا جریان موسوم به اصلاح
طلبی به ترمیم و اصلاح دیدگاه وروش های خود بیاندیشد . زیرا پرسش های زیادی را باید
پاسخ گوید تا قادر باشد رابطه خود را با مردم که در اصل تکیه گاه واقعی آنان می باشند ، باز
سازی نمایند !
در زمانی دیگرروی این مقوله بیشتر تامل خواهیم کرد.
Monday، February 02، 2009
ویژه هنروادبیات منتشرشد
شماره جدید ویژه هنروادبیات آوای شمال با آثاری جدید منتشرشد. شماره جدید ویژه نامه
همراه است با مطالب متنوع شعر، داستان ، نقد ، ترجمه و اخبار هنری و ادبی .
در این شماره آثاری می خوانید از :
نعمت اسلامی ، عباس گلستانی ، قهرمان هدایتی ، علی باباچاهی ، لیلا نیرومند ،پرویز
فکرآزاد، محمدتقی مرتاض هجری ، بهزاد موسایی ، سیاوش گیلانی ، آزاده بیزارگیتی ،
محمد ملکی قاضیانی ، مدهوکانت کالپیت ، پاریانکا کالپیت و . . .
همراه است با مطالب متنوع شعر، داستان ، نقد ، ترجمه و اخبار هنری و ادبی .
در این شماره آثاری می خوانید از :
نعمت اسلامی ، عباس گلستانی ، قهرمان هدایتی ، علی باباچاهی ، لیلا نیرومند ،پرویز
فکرآزاد، محمدتقی مرتاض هجری ، بهزاد موسایی ، سیاوش گیلانی ، آزاده بیزارگیتی ،
محمد ملکی قاضیانی ، مدهوکانت کالپیت ، پاریانکا کالپیت و . . .
Saturday، January 31، 2009
یک ngoزیست محیطی
مد تهابود که نمی توانستم یادداشتی را انتشار دهم . علت اصلی آن نیزوضعیت بسیار نابسامان سرور بلاگر در ایران است . البته
ممکن است خود سرور دچار مشکلی نبوده باشد ؛ اما موقعیت دنیای گشوده مجازی درفضای بسته ی ایران به جهت ایجاد یک رشته
محدودیت ها ، اسباب و علل چنین مسئله ای بوده باشد . به هر جهت این محدودیت باعث کندی کار درجهان پرهیاهووبحران زده
معاصر در امر نوشتن وانتشار بوده است .
با این حال این پست را به معرفی نشریه سبزکاران اختصاص می دهم .که به طور اتفاقی در گذر از مسیری با دفترشان آشنا شدم.
سرکار خانم امینیان مدیرمسئول این نشریه هستند . این نشریه متعلق به یک ngo است که در جارچوب برنامه زیست محیطی ،
فعالیت خود را سازمان داده وبا گروهی از یارانش به فعالیت می پردازد . دقایقی را که با مدیرعامل آن در دفترش به سخن نشستم،
توضیحاتی را در باره اهداف وبرنامه هایش ارائه داده بودند . هیچگونه چشمداشتی درپس فعالیت شان وجود ندارد .تعددی که دور
هم گرد آمده اند تا فرهنگ زیست پاک را ترویج نموده وزندگی سالم در آشتی با طبیعت را معرفی نمایند .
اهداف و برنامه های موسسه زیست محیطی سبزکاران گیلان ارزشمند و شایان توجه می باشد . علاقمندان می توانند برای ارتباط با
این موسسه به سایتhttp://www.sabzkaranegiulan.com/ مراجعه نمایند.
ممکن است خود سرور دچار مشکلی نبوده باشد ؛ اما موقعیت دنیای گشوده مجازی درفضای بسته ی ایران به جهت ایجاد یک رشته
محدودیت ها ، اسباب و علل چنین مسئله ای بوده باشد . به هر جهت این محدودیت باعث کندی کار درجهان پرهیاهووبحران زده
معاصر در امر نوشتن وانتشار بوده است .
با این حال این پست را به معرفی نشریه سبزکاران اختصاص می دهم .که به طور اتفاقی در گذر از مسیری با دفترشان آشنا شدم.
سرکار خانم امینیان مدیرمسئول این نشریه هستند . این نشریه متعلق به یک ngo است که در جارچوب برنامه زیست محیطی ،
فعالیت خود را سازمان داده وبا گروهی از یارانش به فعالیت می پردازد . دقایقی را که با مدیرعامل آن در دفترش به سخن نشستم،
توضیحاتی را در باره اهداف وبرنامه هایش ارائه داده بودند . هیچگونه چشمداشتی درپس فعالیت شان وجود ندارد .تعددی که دور
هم گرد آمده اند تا فرهنگ زیست پاک را ترویج نموده وزندگی سالم در آشتی با طبیعت را معرفی نمایند .
اهداف و برنامه های موسسه زیست محیطی سبزکاران گیلان ارزشمند و شایان توجه می باشد . علاقمندان می توانند برای ارتباط با
این موسسه به سایتhttp://www.sabzkaranegiulan.com/ مراجعه نمایند.
Sunday، January 18، 2009
چاپ دوم صداهای ریخته
کتاب (( صداهای ریخته )) مسعود بیزارگیتی یه چاپ دوم رسید . این کتاب که چاپ اول آن
1386 توسط انتشارات فرهنگ ایلیا منتشر شده بود ؛ با اتمام آن در بازار، هم اکنون مراحل
فنی را برای دومین مرحله ی چاپ و انتشار پشت سر می گذارد . انتشارات فرهنگ ایلیا
کتاب (( صداهای ریخته )) را تا نیمه ی بهمن ماه روانه ی بازار می کند .
Thursday، January 15، 2009
آن سوی نگاه
گاهی ترانه ای آوارمی شود
این لبان سوخته را
دریغ
این حرف ها / که از کنار صدایت
خاموش می گذرند
عطرگلی کوچک
دربرگ برگ نفس هایت
وصبحدم
که نام تو
با هرشبنمی
برنگاه من
می ریزد
این لبان سوخته را
دریغ
این حرف ها / که از کنار صدایت
خاموش می گذرند
عطرگلی کوچک
دربرگ برگ نفس هایت
وصبحدم
که نام تو
با هرشبنمی
برنگاه من
می ریزد
Tuesday، January 06، 2009
غربت غریب غزه
نگریستن بر اشک چشمان کودکی که غباربمباران و اندوه بر نه تنها سیمای معصومش ، که بر
دلش نیزریشه دوانده است ؛ چگونه قادر است تا بینندگان را از زیرضربات خود رها سازد .
غم غریب غربت وتنهایی !
غزه در آغاز سال نو میلادی ، جشن خود را با آتش های مهیب سرمایه شعله ور ساخته است .
جشنی که برای مردم بی گناه و دوراز سیاست بازی ها گرفته اند .
چندان زمان طولانی از شصتمین سالروز اعلامیه جهانی حقوق بشر نمی گذرد ، که این فاجعه
دامن سازمان ملل را که مرجع حقوقی بین المللی و تنها سازمان موثر در رسیدگی به این گونه
جنایات است ، گرفته است .
فارغ از هرگونه دیپلماسی موجود در روابط جهانی ؛ وفارغ از هرنوع رابطه ی موجود در نوع
کنش هایی که از سوی سازمان ها و . . . مشاهده میشود ؛ رسالت و تعهد این سازمان بین المللی
در برخورد با کشتار مردم و کودکان معصوم غزه چیست .
آقای بان کی مون
دبیرکل محترم سازمان ملل !
فرصتی که در اختیار شما به عنوان دبیرکل سازمان ملل متحد می باشد ، ازدست ندهید ! این
فرصت را قربانی مماشات و سلطه ی سیاست های جنگ افروزانه وتوسعه طلبانه سرمایه ی
بین المللی نسازید ! مطمئن باشید درفرایند زمان این فرصت ازشما گرفته خواهد شد وبه دیگری
واگذار می گردد . یک روند اداری کاری . اما آنچه مهم است و درتاریخ خواهد ماند ، چگونگی
احساس مسئولیت تان درزمانی ست که درراس این سازمان قرارداشتید ، ونحوه برخوردتان یا
حوادث و اتفاقات جهانی ست ؛ که به نحوی با پدیده ی حقوق بشردرارتباط می باشد !
آیا اندیشیده اید اگر امروز به مسئولیت واقعی خود عمل نکنید ؛ فردا چه پاسخی برای تاریخ
خواهید داشت ؟
ویژه هنروادبیات
شماره جدید( دی ماه ) ویژه ی هنروادبیات نشریه ی آوای شمال با مطالب جدید منتشر شد .
این ویژنامه که پانزدهم هرماه به دبیری مسعود بیزارگیتی انتشارمی یابد ؛ علیرغم همه ی
همه ی مشکلات ، آثاری از نویسندگان و شاعران زیر منتشر کرده است. سرمقاله ی این
شماره به قلم دبیر ویژه نامه در خصوص اجرای آثاری ست از Estonian Ensemble
که غالب تم آن متعلق به فولکلور کشوراستونی ست .
هرمزعلی پور ، فرامرز طالبی ، اسدالله عمادی ، محود بدرطالعی ، ناتاشا محرم زاده ،
ابولقاسم مبرهن ، بهزاد موسایی ، پابلو نرودا و . . . آثاری را در این شماره به چاپ
رسانده اند .
Saturday، December 27، 2008
کفش به جای قلم

کفش منتظرالزیدی می رود تا ساختاروکارکردی اسطوره ای بیابد . یک عملکرد غیرحرفه ای
که توانسته است دردیپلماسی به شدت آشوب زده جهان معاصر، که بسترمناسبی را برای چنین
حرکاتی فراهم سازد؛ افکارعمومی را از طریق رسانه های جمعی به خود معطوف نماید .
اگرچه رابطه ی اثرگذار چنین حرکتی بیشتربه سوی مخاطبانی ست که از یک سو عملکردهای
هیجانی و عاطفی در رفتارشان تفوق داردد؛ واز سوی دیگر به دلیل سیاست های دولت نئومحا
فظه کار آمریکا در طول دهه ی اخیر، حساسیت های زیادی نسبت به رفتارها درآن مخاطبان
ایجاد واکنش نموده است . به گونه ای که درنقاط مختلف کشورهای خاورمیانه و حتی برخی
دیگر از کشورهای جهان ، واکنش های جالبی اتفاق افتاده است .
تعدادی اعلام نموده اند که به دلیل شهامت موجود در کار منتظرالزیدی ، حاضرند دختران شان
را به عقد وی درآورند . برخی نسبت به خرید کفش وی تا سقف 100 میلیون دلار اعلام آمادگی
نموده اند. تعدادی از وکلا نیز آمادگی خود را جهت دفاع ازوی بطوررایگان ، پس از دستگیری
و شکنجه ی وی توسط پلیس امنیت عراق اعلام داشته اند . برخی رسانه ها درخواست همکاری
ازوی را داشته اند .به طوری که رئیس بخش خبر شبکه لبنانی new tv که به ضد آمریکایی
بودن شهرت دارد ، اعلام داشته که از لحظه ی پرتاب کفش ما به او حقوق پرداخت خواهیم کرد
ضدیت با سیاست های دولت آمریکا یکی از دلایل اصلی در چنین موضعگیری هایی به شمار
می رود . اما آیا این مواضع قادر به توجیه یک عمل غیرحرفه ای می باشد ؟
یقین می رود که عملکرد آمریکا در طول زمان حضور درعراق و ازدست دادن دو عضو خا
نواده ی این خبرنگار البغدادیه ( کانال تلویزیونی ماهواره ای که برنامه هایش درقاهره پخش
می شود ) نقش مهمی درحرکت منتظرالزیدی در پرتاب دولنگه کفش وی به سوی جرج دبلیو
بوش داشته است . آنهم در یک کنفرانس مطبوعاتی ؛ که به سختی حتی خبرنگاران را اجازه
ورود می دهند . این عمل غیرحرفه ای نماد کارروزنامه نگاری که تنها به قلم مسلح است و
جزروایت صادقانه ی رویدادها و واقعیت ها وظیفه ی او می باشد ، نیست ! اگرچه تمام نفرت
این خبرنگارجوان در آن پرتاب ها نهفنه شده بود و قدرت پرتابش کفش ها نیز نمایانگر عمق
تنفروی از سیاست های بازها بود ؛ اما کار حرفه ای روزنامه نگری چنینی عمل عامیانه ای را
نمی پذیرد .
منتظرالزیدی که در بیست و چهارم آذرماه ( دسامبر ) این حرکت غیر حرفه ای را از خود به
جا گذاشت و به قول جرج دبلیو بوش در جهان معروف شد ، می توانست این حجم مخالفت را
در زمانی که رئیس جمهور آمریکا در یک صحنه ی عمومی و در مکانی که عموم مردم در آن
حضور داشتند ، به عنوان یک شهروند مخالف سیاست های وی به هر شکلی ابراز نماید . حتی
به شکل پرتاب کفش ؛ که نماد بدترین نوع اهانت در فرهنگ مردم عراق می باشد !نه اینکه این
حرکت را به عنوان یک روزنامه نگار انجام دهد . واین قلم نگاه خود به این عمل را از زاویه
یک روزنامه نگار به نگارش درآورده است .
نکته ی جالب توجه دراین است که رسانه ی ملی ما نیزدر حرکتی شتابزده وعملی عوامانه ، در
یکی دوروز آغازین این حادثه نیز برخوردی کاملا غیرحرفه ای داشته است !
واقعنگری و صبوری درتحلیل حرفه ای این رویداد از رسانه هایی که داعیه ی فعالیت های حر
فه ای را دارند ؛ کمترین توقع مخاطب دوراندیش وتحلیلگراست .
اگرچه کفش منتظرالزیدی ، به انتفاضه ی کفش ها تبدیل شده و می رود که شکلی اسطوره ای
به خود بگیرد ؛ اما ضروری ست تا پس از فروکش نمودن التهاب ها وهیجانات برآمده از این
عمل ، رسانه های هیجان زده نگاهی دوباره واصلاحی به عملکرد خود داشته باشند !
Friday، December 19، 2008
یلدای جهان
مشتی پرتده
بی واژه حضور
مشتی صدای / بی خنده
جهان
تکرار نتی بی فرجام
که به جست و جوی آشیانه اش
ورق می زند
خطوط عقربه ها را
وثانیه هایش را
به شعرهای من
می ریزد
این برف پرشکیب
یلدای کدام قصه را
تسبیح شبانه می زند
بی واژه حضور
مشتی صدای / بی خنده
جهان
تکرار نتی بی فرجام
که به جست و جوی آشیانه اش
ورق می زند
خطوط عقربه ها را
وثانیه هایش را
به شعرهای من
می ریزد
این برف پرشکیب
یلدای کدام قصه را
تسبیح شبانه می زند
Friday، December 12، 2008
بهاردرپائیز
Estonian Ensemble
واقعا شگفت انگیز است هنگامی که اجرای قطعه یا قطعاتی را به طور زنده درسالنی گوش
می سپاری وروح ات با آوای نت های آن به پرواز در می آید .
شبی که گذشت گروه دونفره نوازنده موسیقی کشوراستونی درسالن خاتم به اجرای قطعاتی
پرداختند که بیشترآن متعلق به فولکلورمیهن خودشان بود. رقص هایی موقر و با نشاط که
ریشه در فرهنگ مردمی آن ناحیه داشت . چنان زیبا و تجسم بهارانه ی لحظات بود که مخا
طبان حاضردرسالن ، برای دقایقی که درآنجا حضورداشتند ، سرمای پائیزی را از یاد برده
بودند . آوای شاد و کودکانه ی نت های این رقص ها چنان مسحورکننده بود ،که در فواصل
قطعات اجرایی ، مخاطبان را وادار به تشویق چندین و چند باره ی نوازندگان می نمود . و
پیداست که این اجرا چقدر بر روان وذهن مخاطبان اثر مثبت گذاشته بود .
به ویژه قطعه ای از یکی از آهنگسازان برجسته معاصر استونی که اشپیگل ایم اشپیگل
نام داشت و جزء چند قطعه ی پایانی اجراها بود وبه صورت دوئت نواخته شد ، که در آن
نقش ساز ویولنسل با نواهای کشیده و آرام ؛ چنان فضای شاعرانه ای را تدارک دیده بود ،
و مخاطبان حاضردرسالن را به مرور خاطره های شیرین گذشته وا می داشت ؛ که پس از
اتمام اجرای آن قطعه، شنونده گا ن درنهایت سرور وشادی به تشویق آنان پرداختند. به قول
یکی از مسئولین حاضر درسالن ، به دلیل برخورد و توجه مناسب شنوندگان از اجرای
قطعات ، دو نوازنده اجرا کننده پس از پایان اجرای شان ، به یکدیگرزمزمه وار اشاره
داشتند که باز هم در آینده اجراهایی داشته باشند .
سازهای مورد استفاده در اجرای قطعات ویولنسل و سازی به نام کنل بود که چیزی شبییه
به قاون بوده است . و جالب این که شکل ساز برای مخاطب تازگی داشت . اگرچه پنجه
های ظریف نوازنده چنان الحان خوشی به ترکیب نواها می داد که بینده را مجذوب صدای
سازش می کرد .
به هرجهت غنیمتی بود دوساعتی که در کنار اجرای زنده ی موسیقی استونی گذشت .
که باید تحسینی را نسبت به جناب فلاحی ، معاونت هنری اداره ی ارشاد گیلان روا
داشت که با زحمتی فراوان نسبت به چنین رویدادی همت گماشت . ونیزبه مدیر کل آن
اداره که بی حمایت وی امکان وجود چنین لحظاتی از مخاطبان دریغ می گردید . ودر
آخر زحمات آقای احمدی فر که خود با موسیقی زندگی میکند .
Tuesday، December 09، 2008
Human Rights

اعلاميه ي جهاني حقوق بشر
سه شنبه 8 فوريه 2005
منبع: سایت سازمان ملل
از آنجا که شناسايي حيثيت ذاتي کليه اعضاي خانواده بشري و حقوق يکسان و انتقال ناپذير آنان اساس آزادي و عدالت و صلح را در جهان تشکيل مي دهد ، از آنجا که عدم شناسايي وتحقير حقوق بشر منتهي به اعمال وحشيانه اي گرديده است که روح بشريت را به عصيان واداشته و ظهور دنيايي که در آن افراد بشر در بيان عقيده آزاد و از ترس و فقر فارغ باشند به عنوان بالاترين آمال بشر اعلام شده است ، از آنجا که اساساً حقوق انساني را بايد با اجراي قانون حمايت کرد تا بشر به عنوان آخرين علاج به قيام بر ضد ظلم و فشار مجبور نگردد ، از آنجا که اساساً لازم است توسعه روابط دوستانه بين الملل را مورد تشويق قرار داد ، از آنجا که مردم ملل متحد ايمان خود را به حقوق اساسي بشر و مقام و ارزش فرد انساني و تساوي حقوق مرد و زن مجدداً در منشور اعلام کرده اند و تصميم راسخ گرفته اند که به پيشرفت اجتماعي کمک کنند و در محيطي آزادتر وضع زندگي بهتري به وجود آورند ، از انجاکه دولتهاي عضو متعهد شده اند که احترام جهاني و رعايت واقعي حقوق بشر و آزادي هاي اساسي را با همکاري سازمان ملل متحد تامين کنند ، از آنجا که حسن تفاهم مشترک نسبت به اين حقوق و آزاديها براي اجراي کامل اين تعهد کمال اهميت را دارد ، مجمع عمومي اين اعلاميه جهاني حقوق بشر را آرمان مشترکي براي تمام مردم و کليه ملل اعلام مي کند تا جميع افراد و کليه ارکان اجتماع اين اعلاميه را دائماً مد نظر داشته باشند و مجاهدت کنند که بوسيله تعليم و تربيت احترام اين حقوق و آزادي ها توسعه يابد و با تدابير تدريجي ملي و بين المللي ، شناسايي و اجراي واقعي و حياتي آنها ، چه در ميان خود ملل عضو و چه در بين مردم کشورهايي که در قلمرو آنها مي باشند ، تامين گردد .
ماده اول : تمام افراد بشر آزاد به دنيا مي آيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند . همه داراي عقل و وجدان مي باشند و بايد با يكديگر با روح برادري رفتار كنند .
ماده دوم :
1) هر كس ميتواند بدون هيچ تمايز - خصوصاً از حيث رنگ ، جنس ، نژاد ، مذهب ، عقيده سياسي يا هر عقيده ي ديگر و همچنين مليت و وضع اجتماعي ، ثروت ، ولادت يا هر موقعيت ديگر ، از تمام حقوق و كليه ي آزادي هايي كه در اعلاميه حاضر ذكر شده است بهره مند گردد .
2) به علاوه هيچ تبعيضي به عمل نخواهد آمد كه مبتني بر وضع سياسي ، اداري و قضايي يا بين المللي كشور يا سرزميني كه شخص به آن تعلق دارد . خواه اين كشور مستقل ، تحت قيوميت يا خود مختار بوده و يا حاكميت آن به شكلي محدود شده باشد .
ماده سوم : هر كس حق زندگي ، آزادي و امنيت شخصي دارد .
ماده چهارم : احدي را نمي توان در بردگي نگاه داشت و داد و ستد بردگان به هر شكلي كه باشد ممنوع است .
ماده پنجم : احدي را نمي توان تحت شكنجه يا مجازات يا رفتاري قرار داد كه ظالمانه يا خلاف انسانيت و شئون انساني يا موهن باشد .
ماده ششم : هر كس حق دارد كه شخصيت حقوقي او در همه جا به عنوان يك انسان در مقابل قانون شناخته شود .
ماده هفتم : همه در برابر قانون مساوي هستند و حق دارند بدون تبعيض و بالسويه از حمايت قانون برخوردار شوند . همه حق دارند در مقابل هر تبعيضي كه ناقض اعلاميه حاضر باشد و هر تحريكي كه براي اعمال چنين تبعيضي انجام شود از حمايت قانون برخوردار شوند .
ماده هشتم : در برابر اعمالي كه حقوق اساسي فرد را مورد تجاوز قرار دهد و آن حقوق به وسيله ي قانون اساسي و يا قانون ديگري براي او شناخته شده باشد ، هر كس حق رجوع موثر به محاكم ملي صالحه را دارد .
ماده نهم : احدي را نمي توان خودسرانه توقيف ، حبس يا تبعيد نمود .
ماده دهم : هر كس با مساوات كامل حق دارد كه دعوايش بوسيله ي دادگاه مستقل و بي طرف ، منصفانه و علناً رسيدگي شود و چنين دادگاهي درباره ي حقوق و الزامات او و يا هر اتهام جزائي كه به او وارد شده باشد تصميم بگيرد .
ماده يازدهم :
1) هر كس كه به بزهكاري متهم شده باشد بي گناه محسوب خواهد شد تا وقتي كه در جريان يك دعواي عمومي كه كليه تضمين هاي لازم جهت دفاع او تامين شده باشد ، تقصير او قانوناً محرز گردد .
2) هيچ كس براي انجام يا عدم انجام عملي كه در موقع ارتكاب ، آن عمل به موجب حقوق ملي يا بين المللي جرم شناخته نمي شده است محكوم نخواهد شد . به همين طريق هيچ مجازاتي شديد تر از آنچه كه در موقع ارتكاب جرم بدان تعلق ميگرفت در باره ي احدي اجرا نخواهد شد .
ماده دوازدهم : احدي در زندگي خصوصي ، امور خانوادگي ، اقامتگاه يا مكاتبات خود ، نبايد مورد مداخله هاي خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نبايد مورد حمله قرار گيرد . هر كس حق دارد در مقابل اينگونه مداخلات و حملات مورد حمايت قانون قرار گيرد .
ماده سيزدهم :
1) هر كس حق دارد كه در داخل هر كشوري آزادانه عبور و مرور كند و محل اقامت خود را انتخاب كند .
2)هر كس حق دارد هر كشوري از جمله كشور خود را ترك كند يا به آن بازگردد .
ماده چهاردهم :
1) هركس حق دارد در مقابل شكنجه ، آزار و تعقيب پناهگاهي جستجو كند و در كشورهاي ديگر پناه گزيند .
2) در مواردي كه تعقيب واقعاً مبتني به جرم عمومي و غير سياسي يا رفتارهايي مغاير با اصول و مقاصد ملل متحد باشد نميتوان از اين حق استفاده كرد .
ماده پانزدهم :
1) هر كس حق دارد كه داراي تابعيت باشد .
2) احدي را نمي توان خودسرانه از تابعيت خود يا از حق تغيير تابعيت محروم كرد .
ماده شانزدهم :
1) هر زن و مرد بالغي حق دارند بدون هيچگونه محدوديت از نظر نژاد ، مليت ، تابعيت يا مذهب با يكديگر زناشويي كنند و تشكيل خانواده دهند . در تمام مدت زناشويي و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در كليه امور مربوط به ازدواج داراي حقوق مساوي مي باشند .
2) ازدواج بايد با رضايت كامل و آزادانه زن و مرد واقع شود .
ماده هفدهم :
1) هر كس منفرداً يا بطور دسته جمعي حق مالكيت دارد .
2) احدي را نمي توان خودسرانه از حق مالكيت محروم نمود .
ماده هيجدهم : هر كس حق دارد كه از آزادي فكر ، وجدان و مذهب بهره مند شود . اين حق متضمن آزادي تغيير مذهب يا عقيده و نيز متضمن آزادي اظهار عقيده و ايمان ميباشد و همچنين شامل تعليمات مذهبي و اجراي مراسم ديني است . هر كس ميتواند از اين حقوق منفرداً يا اجتماعاً و به طور خصوصي يا عمومي برخوردار شود.
ماده نوزدهم : هر كس حق آزادي عقيده و بيان دارد و حق مزبور شامل آنست كه از داشت عقايد خود بيم و اضطرابي نداشته باشد و در كسب اطلاعات و افكار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسايل ممكن و بدون ملاحظات مرزي آزاد باشد .
ماده بيستم :
1) هر كس حق دارد آزادانه مجامع و جمعيتهاي مسالمت آميز تشكيل دهد .
2) هيچكس را نميتوان مجبور به شركت در اجتماعي كرد .
ماده بيست و يكم :
1) هر كس حق دارد در اداره ي امور عمومي كشور خود ، خواه مستقيماً و خواه از طريق نمايندگاني كه آزادانه انتخاب شده باشند شركت جويد .
2) هر كس حق دارد با تساوي شرايط به مشاغل عمومي كشور خود نايل آيد .
3) اساس و منشاء قدرت حكومت اراده ي مردم است . اين اراده بايد به وسيله ي انتخاباتي ابراز گردد كه از روي صداقت و بطور ادواري صورت پذيرد . انتخابات بايد عمومي و با رعايت مساوات باشد و با راي مخفي يا طريقه اي نظير آن انجام گيرد كه آزادي راي را تضمين نمايد .
ماده بيست و دوم : هر كس به عنوان عضو اجتماع حق امنيت اجتماعي دارد و مجاز است بوسيله ي مساعي ملي و همكاري بين المللي حقوق اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي خود را كه لازمه ي مقام و نمو آزادانه ي شخصيت اوست با رعايت تشكيلات و منابع هر كشور بدست آورد .
ماده بيست وسوم :
1) هر كس حق دارد كار كند ، كار خود را آزادانه انتخاب نمايد ، شرايط منصفانه و رضايت بخشي براي كار خود خواستار باشد و در مقابل بيكاري مورد حمايت قرار گيرد .
2) همه حق دارند بدون هيچ تبعيضي در مقابل كار مساوي اجرت مساوي دريافت كنند .
3) هر كس كه كار مي كند به مزد منصفانه و رضايت بخشي ذيحق ميشود كه زندگي او و خانواده اش را موافق شئون انساني تامين كند و آنرا در صورت لزوم با هر نوع وسايل ديگر حمايت اجتماعي تكميل نمايد .
4) هر كس حق دارد براي دفاع از منافع خود با ديگران اتحاديه تشكيل دهد يا در اتحاديه ها شركت كند .
ماده بيست و چهارم : هر كس حق استراحت و فراغت و تفريح دارد و به خصوص به محدوديت معقول ساعات كار و مرخصي هاي ادواري با اخذ حقوق ذيحق ميباشد .
ماده بيست و پنجم :
1)هر كس حق دارد كه سطح زندگاني او ، سلامتي و رفاه خود و خانواده اش را از حيث خوراك و مسكن و مراقبتهاي پزشكي و خدمات لازم اجتماعي تامين كند و همچنين حق دارد كه در مواقع بيكاري ، بيماري ، نقص اعضاء ، بيوگي ، پيري يا تمام موارد ديگري كه به عللي خارج از اراده ي انسان وسايل امرار معاش از دست رفته باشد ، از شرايط آبرومندانه ي زندگي برخوردار شود .
2) مادران و كودكان حق دارند از كمك و مراقبت مخصوصي بهره مند شوند . كودكان چه بر اثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنيا آمده باشند ، حق دارند كه همه از يكنوع حمايت اجتماعي برخوردار شوند .
ماده بيست وششم :
1) هر كس حق دارد كه از آموزش و پرورش بهره مند شود . آموزش و پرورش لااقل تا حدودي كه مربوط به تعليمات ابتدايي و اساسي است بايد رايگان باشد . آموزش ابتدايي اجباري است . آموزش حرفه اي بايد عموميت پيدا كند و آموزش عالي بايد با شرايط تساوي كامل به روي همه باز باشد تا همه بنا به استعداد خود بتوانند از آن بهره گيرند .
2) آموزش و پرورش بايد طوري هدايت شود كه شخصيت انساني هر فرد را به حد كمال رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادي هاي بشر را تقويت كند . آموزش و پرورش بايد حس تفاهم ، گذشت و احترام به عقيده ي مخالف و دوستي بين تمام ملل و جمعيتهاي نژادي يا مذهبي و همچنين توسعه ي فعاليتهاي ملل متحد را در راه حفظ صلح تسهيل نمايد .
3) پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به ديگران اولويت دارند .
ماده بيست و هفتم :
1) هر كس حق دارد آزادانه در زندگي فرهنگي اجتماع شركت كند ، از فنون و هنر ها بهره گيرد و در پيشرفت علمي و فوائد آن سهيم باشد .
2) هر كس حق دارد از حمايت منافع مادي و معنوي آثار علمي ، فرهنگي يا هنري خود برخوردار شود .
ماده بيست وهشتم : هر كس حق دارد برقراري نظمي را بخواهد كه از لحاظ اجتماعي و بين المللي ، حقوق و آزادي هايي را كه در اين اعلاميه ذكر گرديده است تامين كند و آنها را به مورد اجرا گذارد .
ماده بيست و نهم :
1) هر كس در مقابل آن جامعه اي وظيفه دارد كه رشد آزاد و كامل شخصيت او را ميسر كند .
2) هر كس در اجراي حقوق و استفاده از آزادي هاي خود فقط تابع محدوديت هايي است كه به وسيله قانون و منحصراً به منظور تامين ، شناسايي و مراعات حقوق و آزادي هاي ديگران و براي رعايت صحيح مقتضيات اخلاقي و نظم عمومي و رفاه همگاني در شرايط يك جامعه ي دمكراتيك وضع گرديده است .
ماده سي ام : هيچ يك از مقررات اعلاميه حاضر نبايد طوري تفسير شود كه متضمن حقي براي دولت ، جمعيت يا فردي باشد كه به موجب آن بتوانند هر يك از حقوق و آزاديهاي مندرج در اين اعلاميه را از بين ببرند يا در راه آن فعاليتي نمايند .
درسالروز تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر

امروز دهم دسامبر2008 برابر با بیستم آذرماه 1387 شمسی است . امروز سالروز
اعلامیه جهانی حقوق بشر و شصتمین سالگرد تصویب این اعلامیه است . سندی که
به عنوان مهمترین پیمان نامه ی بین المللی در دفاع از حقوق و کرامت انسانی، تحت
عنوان اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال 1948 به تصویب رسید .
هنگام تصویب این اعلامیه که به تایید 48 عضو رسید ، ایران نیز از جمله کشورهای
تایید کننده این پیمان نامه ی مهم بود .
این سند 30 ماده ای دیدگاه سازمان ملل متحد را که بالاترین مرجع حقوقی بین المللی
ست ، در خصوص حقوق اجتماعی ، اقتصادی ، مدنی ، سیاسی ، فرهنگی و . . . .
انسان ها ، فارغ از نژاد ورنگ پوست و . . . اعلام می نماید . چنانکه دراعلامیه
آمده است :
(( هرکس می تواند بدون هیچگونه تمایزخصوصا از حیث نژاد،رنگ،جنس،زبان،
مذهب،عقیده سیاسی یا هرعقیده دیگر،همچنین ملیت، وضع اجتماعیثروت،ولادت
یا هرموقعیت دیگر، ازتمام حقوق وکلیه آزادی هایی که دراعلامیه حاضرذکرشده
است ، بهره مند گردد.))
در سال های بعد از تصویب این اعلامیه ، سندهای دیگری نیز جهت گسترش و
تعمیق مفاهیم پیمان نامه فوق ، تحت عناوین مختلف به تصویب سازمان ملل رسید.
اگر چه هنوز تصویر روشن و شفافی نسبت به عملکرد کشورها ، به جهت انطباق
با مفاد این پیمان نامه دردست نیست . و هرکشوری دراین خصوص رفتارمنطبق
با منافع ملی خود در پیش می گیرد . به ویژه در خصوص حقوق پناهندگان! که
کشورها آنگونه که مفاد اعلامیه درمورد حق پناهندگی تصریح دارد، عمل نمی
نمایند . و این یکی معضلاتی ست که پناهندگان کشورهای مختلف با آن دست به
گریبانند . در این فرصت که شصتمین سالروز تصویب این اعلامیه گرامی داشته
می شود ؛ شایسته است که آقای بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد ،توجه
شورای حقوق بشر سازمان ملل را به این موضوع اساسی معطوف نماید .
با عنایت به اینکه بسیاری از کشورهای به خصوص پیشرفته تلاش می نمایند
نسبت به مفاد اعلامیه و نیز برخی از 9 سند به تصویب رسیده سازمان ملل
نگاه اجرایی داشته باشند ؛ اما هنوزدر خصوص اجرای آن چالش هایی وجود
دارد . بان کی مون دبیرکل سازمان ملل درپیامی به مناسبت شصتمین سالروز
این اعلامیه می گوید : (( چالش هایی که ما امروز با آن مواجه هستیم ، به
همان اندازه دلهره آورهستند که نگارندگان پیش نویس اعلامیه در شصت
سال پیش با آن ها مواجه بوده اند .))
وی در ادامه اظهار می دارد (( دراین روز حقوق بشر، امیدوارم همگی ما
براساس مسئولیت مشترک مان به منظورحفظ حقوق مندرج دراعلامیه جهانی
حقوق بشراقدام نمائیم .ما تنها هنگامی می توانیم بر بلندای بصیرت آن سند
الهام دهنده افتخارکنیم که اصول آن به گونه ای کامل در هر جا و برای همه
اجرا شود .))
اگر چه اظهار امید واری آقای دبیرکل منطبق با فرایندهای چالش بر انگیز
موجود درجهان به ویژه کشورهای در حال رشد در مورد حقوق بشر امری
انکار ناپذیر است؛ وهمین توجه شخص وی ونیز شورای حقوق بشر رابیشتر
می طلبد . اما رشد جنبش های حقوق بشری طی سال های اخیربا عناوین و
موضوعات مختلف ، نشانگرآن است که توجه شهروندان کشورهایی که حقوق
انسانی آنان تحت عناوین مختلف نقض می گردد؛ به حقوق و تکالیف خود و
حاکمان بیشترشده و جهت استیفای آن از هرگونه تلاش مسالمت جویانه وبا
برنامه کوتاهی نمی کنند .
Friday، December 05، 2008
شماره جدید هنروادبیات
شماره جدید ویژه هنروادبیات آوای شمال با مطالبی متنوع درحوزه ی داستان ، شعر،
مقاله وترجمه درشانزدهم آذر ماه منتشر شد . دراین شماره آثاری می خوانید ازژیلا
هاتفی ، نینا گلستانی ، محمود فلکی ، لیلانیرومند ، بهزاد موسایی ،زهرادیانت کار،
ای . او . اسکات ، تیم ویکاری ، جیمز . ای . رایت و . . .
Wednesday، December 03، 2008
شباهنگ
همیشه فرصتی هست
این کوچه های بی قرار را
برگی برشاخه ای بجنبد
وسطری که خاموش مانده است
بانگی
که رد پایش را هنوز
به حافظه ی دست ها ولب ها نداده است
همیشه فرصتی هست
حتی شبانه هایت را
این کوچه های بی قرار را
برگی برشاخه ای بجنبد
وسطری که خاموش مانده است
بانگی
که رد پایش را هنوز
به حافظه ی دست ها ولب ها نداده است
همیشه فرصتی هست
حتی شبانه هایت را
Monday، November 17، 2008
شهروند ورسانه ی مجازی
در جهان سیاست آن گاه که جهت تنش ها وتقابل ها به سمتی باشد که تنها منافع
گروهی وجناحی را نشانه رود ، عرصه درچالش ها به طور عمده متعلق به افشا
گری های صریح وتلاش جهت حذف رقیب خواهد بود .
این امر در جامعه ای که هنوز در حال گذار می باشد ، ازخود منش شفاف تری
برجای می گذارد .
من گهگاه مجله ی شهروند را مطالعه می کردم . این نشریه ازآنجا که جهت نگاه
خود را بر روشنگری دایر می کرد وروش اصلاحی درمنش سیاسی ، فرهنگی و
اجتماعی خود داشت ، نگاه مخاطب را جذب می نمود . تیراژچهل هزارنسخه ای
این نشریه به خوبی گواه این مسئله است . اگرچه گاه روش های محافظه کارانه
این نشریه و یا برخی جنبه های دیگرنشریه نیز قابل انتقاد بوده است .
اما در شرایط فعلی که فضای نشریات الکترونیکی وجهان رسانه های مجازی
به شکل بی سابقه ای گسترش می یابد ؛ به گونه ای که مرزی به جهت سن و سال
نمی شناسد وفرایند فرهنگی دراین قواره هر چه بیشتر شکل می گیرد؛ توقیف و
تعطیلی یک نشریه مکتوب ، جز حذف آن برای خوانندگانی که به مکتوب خوانی
عادت داشته اند ؛ چه تاثیری درروند روبه جلوی آگاهی خواهد داشت . آیا جز این
است که نگاه مخاطب فوق به سمتی سوق می یابد که با حساسیت بیشتربه جذب
آگاهی می پردازد؟ آیا انسداد شریان فرهنگی، هزینه ی مضاعف تری رادرفرایند
خود برای متولیان در پی نخواهد داشت ؟ تامل براین پرسش ، بی شک گشاینده ی
نکات بسیار ظریفی خواهد بود!
Sunday، November 16، 2008
هنرکاریکاتور




کاریکاتورهایی که می بینید , حاصل خلاقیت جوان کاریکاتوریستی است به نام حامد قلیزاده ،
توانايي حامد در کاریکاتور چهره ودرک دیالکتیک درونی منش طرح از یک سو، که درحقیقت
اصلي ترين مولفه ىر كاريكاتور است وقلم تواناي وي درطراحی ازدیگرسو ، درصورتی که
با پیگیری های مستمروی همراه باشد ؛ نوید آینده ای درخشان را در هنر کاریکاتور برای وی
در پی خواهد داشت .
درطرح های بالا کاریکاتور چهره های محمد علی جمالزاده ، صادق هدایت ، بزرگ علوی و
مسعود بیزارگیتی مشاهده می شود .
این طرح ها برای نخستین بار در این وب منتشر می گردد . بدیهی ست استفاده اراین کاریکاتورها
در هر جا و توسط هرکسی تنها با ذکر منبع مجاز می باشد .
Sunday، November 09، 2008
امضاء
رایانه بهانه است
واین نگاه جا مانده
فیلتر نمی خواهد
همیشه همینطوربود
چند سطر
صدایی و
جهان
درچشم های لیلی و مجنون
بیتوته می کمد
شاید
این حرف ها هنوز
برای دست های توکافی نیست
وچشم هایت
ردپای سطرهای نیامده را
امضاء می کند
Thursday، November 06، 2008
سه گانه ی اوباما

باراک حسین اوباما که از این پس پرزیدنت اوباما خواهد بود ، و این خود جای بسیار
خوشحالی به ویژه برای سیاهپوستان خواهد داشت که دهه های بسیاری را به خاطر
رنگ سیاه شان همواره مورد ستم نژادی قرار می گرفتند، با گزینش و انتخاب سه گا
نه ای در شعارهای انتخاباتی خود ، که حاصل شناخت نیازها وموقعیت فعلی داخلی و
جهانی بود ، توانست رقیب سرسخت خود جان مک کین را از حزب جمهوری خواه
شکست سختی بدهد.
(( امیدواری ، عمل ، تغییر )) آن شعاری بود که توانست 136 میلیون آمریکایی را
پای صندوق انتخابات بکشاند . واین تعداد شرکت کننده بیش از64 درصد واجدان شرا
یط شرکت در انتخابات را در بر می گرفت . امری بی سابقه در تاریخ انتخابات آمر
یکا .
اتخاذ سیاست های جنگ طلبانه و از این طریق ایجاد هژمونی بر جهان و توسعه و
گسترش تنش ها در مناطقی از جهان که بیشترین منابع را در خود جای داده است ،
بی توجهی به اعتراضات وجنبش های داخلی نسبت به تجاوز به حریم دیگر کشورها ،
که در واقع منجر به ازدست دادن نیروهای بی شماری از ارتش آمریکا می شد؛بحران
جدی مالی در داخل و افزایش بیکاری ، حضور دراز مدت در کشورهایی چوت عراق
و افغانستان، که علاوه بر تلفات انسانی ، مستلزم هزینه های میلیاردی برای آمریکا
بود و . . . عوامل و سبب سازتوجه مردم آمریکا به شعارهای سه گانه ی سناتوردمو
کرات ایلینوی ، یعنی باراک حسین اوبامای جوان گردید .
اما آیا پرزیدنت اوباما قادر خواهد بود که در سایه قدرتمند نیروهای نئوکان که هرگز
حاضر به گذشت از منافع ملی خود نبوده و چشم برجهان دوخته اند و شعار (( جهان
نوین آمریکایی )) را سرمی دهند ، با اراده ای آهنین نسبت به اجرای آخرین بخش
شعار خود یعنی(( تغییر و تحول)) عمل نماید .
آیا اوباما پیوستگی خود را به جنبش مدنی تاریخی سیاهپوستان به رهبری (( مارتین
لوترکینگ)) درچهارچوب دموکراسی نوین حفظ خواهد نمود . زیراسیاه هویتی تار
یخی ست که ریشه آن به بردگی پیوند خورده است . آیا اوباما از همین سکو خواهد
توانست که به تنش سازی های و نژاد پرستی ها و . . . که بازها در اندیشه ایجاد
جهان نوین آمریکایی در پرتو آن هستند خاتمه بخشد . آن شعار تغییر ناظر براتخاذ
مواضعی کاملا جدید درجهان و توجیه آن بخش از ملت آمریکا ست که در پرتو شعار
نئوکان ها، طرفدار(( جهان نوین آمریکایی )) هستند .
اوباما در شرایط بسیار دشواری به کاخ سفید راه می یابد . با انبوهی ازمشکلات مالی
و اجتماعی در داخل و بسیاری از سیاست های غلط وتنش فزای خارجی که حاصل
مدیریت بوش پسر در کاخ سفید بود. اوباما هشیاری خود را در شناخت ضرورت ها
و نیازهای جامعه پیشرفته آمریکا ، با انتخاب شعار فوق و اختصاص بیش از 52 در
صد آرا واجدان شرایط و راه یافتن به کاخ سفید به اثبات رساند . تنها بر اساس نگاه
اصلاح طلبانه ( ایجاد تغییرات واصلاح سیاست ها) وی قادر به بازسازی روش ها
یی خواهد که بتواند چهره ای دیگر از کشورش را در تعاملات جهانی به نمایش بگذا
رد .
نکته ی آموزنده دراین انتخابات ، با وجود نوع دمکراسی موجود ( دمکراسی بورژوا
یی ) پذیرفتن الزامات و گردن نهادن به انتخاب های موجود است . بی آنکه تخلفاتی
در صندوق ها صورت گیرد و یا صندوق های آرایی در این شهر یا آن ایالت باطل
اعلام گردد.
درجامعه ی ما زمزمه ای است مبنی بر این که خاتمی بر انتخابات آمریکا چشم دوخته
است تا پس از آن اعلام موضع نماید . چقدر این زمزمه میتواند صحیح باشد یا غلط
چندان مهم نیست . آنچه که نباید مغفول واقع شود ، توجه به روند تغییرات درآمریکا و
اصلاح نگاه ها وروش ها در جهت خصومت زدایی ودوری جستن ازادبیات تهاجمی
که شائبه ی خشونت طلبی را دامن میزند . اکنون جریان اصلاح طلبی در ایران که به
انتخابات دهم ریاست جمهوری نزدیک می شود ؛ با توجه به تغییراتی که در آمریکا و
به تبع آن در جهان رخ خواهد داد ، باید هشیارتر ازگذشته برمواضع خود اندیشیده و
پیرامون شعاری گرد آید که توان اجرای آن را داشته باشد . درک الزامات و ضروت
های موقعیت جدید وواقع بینی سیاسی ، می تواند دو مؤلفه ی اساسی در تدوین سیاست
های جدید گرایش موسوم به اصلاح طلبی باشد.
سایه ی حضور
این کلمه ها که پرتاب می شوند
پنهان
پشت سطرهای منتظر
وآن نگاه
که سیم های تلفن جرقه می زند
سکوت یک شرم را
شاید شبی
در رؤیای بغض کرده ام
سایه ای
از خواب من گذشته باشد
Wednesday، November 05، 2008
صدورپایان نامه
پایان نامه آقای کردان در ترمی که گذشت و موسوم به کردان گیت شد ، توسط پار
لمان صادر گردید . آن هم با چه امتیاز بالایی ! نقل است از دانش جویانی که کردان
به عنوان استاد ؟! دردانشگاه برای آنان تدریس می کرد ، خطاب به دانش جویان
اظهار می داشت که شما که دانشجو نیستید ، ما که در دانشگاه اکسفورد بودیم . . .
ازیک سو عجیب است و از سوی دیگر جالب ! که ایشان در جامه ی مسلمانی و
دینداری ، با روش های گوناگون سعی در حفظ صندلی وزارت را داشت !
آنهم وزارتی که مسئول تامین امنیت مردم است . ومتولی برگزاری انتخابات آزاد!
پدیده ی عجیبی ست که چرا رئیس دولت نهم با اینهمه مخالفت گسترده ، که حتی
طیف عظیمی از تشکل راست موسوم به اصولگرایی در آن نیزسهیم بود ، سعی در
حفظ وزیری داشت که با مدرک قلابی خود ازمجلس رای اعتماد دریافت کرده بود.
و درپایان این سریال ناخوشایند ، به تعبیر احمد توکلی نمایند ه راستگرای تهران در
پارلمان ، از روش اغواگرایانه برای پس گرفتن امضاء های استیضاح بهره برداری
می شد . آن هم از سوی نماینده ی دولت در مجلس ؟! مدیرکل پارلمانی دولت در
مجلس که مسئول این کار بود . البته ازجهت اجرای کار!
نکته نه چندان ظریفی در اینجا وجود دارد . برای استخدام یک کارمند و یا تبدیل
وضعیت او، دستگاه های حراستی وگزینشی ، چنان در احوالات شخص وخانواده
و فامیل ها و دوستان ، تحقیق و تفحص می کنند ، که بیچاره کارمند از هرچه کاردر
اداره مربوطه منزجر می گردد . اما چطور یک مدیرکل ، که لقب نماینده ی دولت
را نیز یدک می کشد ؛ چنان بی هراس از هرگونه عواقبی به دادن چک پول های
پنج میلیون تومانی تحت عنوان کمک به نمایندگان به هردلیل ( تو بخوان رشوه )
مبادرت می نماید، آن هم همزمان با استیضاح وزیر کشور؟!آیا این مدیرکل ونماینده
دولت از دالان پیچ اندرپیچ گزینش و . . . عبورکرده بود ؟! بماند که این مبالغ که
متعلق به بیت المال است ، چگونه هزینه می شود !
در فرایند اخذ رای اعتماد وزیرکشور تا صدور پایان نامه به نامبرده روزسه شنبه
مورخ 14/8/87 گفتارها ومطالب زیادی در خصوص وی عرضه شد . به ویژه در
مورد اخذ مدارک تحصیلی نامبره از لیسانس و فوق لیسانس گرفته تا دکترای
دانشگاه آکسفورد؟! جالب اینکه به تدریس در دانشگاه نیز می پرداخته است !
بهتراست در خصوص روند طی شده در طولاین ترم، مردم به قضاوت بنشینند.
Tuesday، November 04، 2008
ویژه هنروادبیات
شماره جدید ویژه ی هنروادبیات آوای شمال منتشرشد. این ویژه نامه که درپانزدهم
هرماه انتشار می یابد ، در این شماره آثاری از :
فرامرز سه دهی، بهزاد موسایی ، کبرا پیرشالکوهی ، حسین نوروزی پور ،محمد
تقی مرتاض هجری ، مسعود بیزارگیتی ،زهرا دیانت کار ، رباب محب ، لیلا نیرو
مند ، جان ولتررا ، آناآخماتوا ، بو گوستاوسون و . . . را منتشر نموده است .
Saturday، November 01، 2008
حفظ قدرت به . . .
سریال چندین قسمتی ماجرای کردان را گویا پایانی نیست . به نظر می رسد بخش
ماقبل آخر این سریال ، چنان اکشن بوده و هیجان آور که واکنش های زیادی را
برانگیخته است . نمی دانم می شود اینگونه توجیه کرد که چسبیدن به میز وزارت
به هر قیمتی ؟! آنهم با آن عقبه ای که ایجاد شائبه های بسیار نه فقط برای مردم ،
بلکه برای مسئولین و نمایندگان نموده است ! تازه این بخشی ازایجاد ذهنیت در
خصوص وی می باشد . ماجرای 5000000 تومان کمک به نمایندگان استیضاح
کننده ، تحت عنوان کمک به مساجد شهر و . . . سپس رسید دریافتی مبلغ کمک
شده که زیر آن رسیدی دیگر پنهان شده بود ، مبنی بر پس گرفتن امضاء استیضا
ح ؟! آنهم از سوی نماینده ی دولت که در مجلس مستقر است . عجیب است رشوه
پرداختن یا به عبارتی گویا تر خریدن رای نماینده به منظور حفظ میز وزارت ؟!
حفظ مقام به هر وسیله ای ! آیا اگر چنین اتفاقی در کشوری دیگر رقم می خورد ،
چه اتفاقی می افتاد ؟
استفاده از اینهمه روش ها و ابزارها برای حفظ قدرت به چه معناست؟ آنهم در
آستانه ی انتخابات دهمین دوره ی ریاست جمهوری ؟! آیا به مخاطب اجتماعی
خود حق نمی دهید تا این فرایند را با دیده ی تردید بنگرد ! روندی که نه تنها در
جامعه ی ما بازتابی ناخوشایند یافته ، بلکه تبدیل به ماجرایی به بیرون ازمرزها
گردیده است .
باقی تاویل مخاطبان است . . .
ماقبل آخر این سریال ، چنان اکشن بوده و هیجان آور که واکنش های زیادی را
برانگیخته است . نمی دانم می شود اینگونه توجیه کرد که چسبیدن به میز وزارت
به هر قیمتی ؟! آنهم با آن عقبه ای که ایجاد شائبه های بسیار نه فقط برای مردم ،
بلکه برای مسئولین و نمایندگان نموده است ! تازه این بخشی ازایجاد ذهنیت در
خصوص وی می باشد . ماجرای 5000000 تومان کمک به نمایندگان استیضاح
کننده ، تحت عنوان کمک به مساجد شهر و . . . سپس رسید دریافتی مبلغ کمک
شده که زیر آن رسیدی دیگر پنهان شده بود ، مبنی بر پس گرفتن امضاء استیضا
ح ؟! آنهم از سوی نماینده ی دولت که در مجلس مستقر است . عجیب است رشوه
پرداختن یا به عبارتی گویا تر خریدن رای نماینده به منظور حفظ میز وزارت ؟!
حفظ مقام به هر وسیله ای ! آیا اگر چنین اتفاقی در کشوری دیگر رقم می خورد ،
چه اتفاقی می افتاد ؟
استفاده از اینهمه روش ها و ابزارها برای حفظ قدرت به چه معناست؟ آنهم در
آستانه ی انتخابات دهمین دوره ی ریاست جمهوری ؟! آیا به مخاطب اجتماعی
خود حق نمی دهید تا این فرایند را با دیده ی تردید بنگرد ! روندی که نه تنها در
جامعه ی ما بازتابی ناخوشایند یافته ، بلکه تبدیل به ماجرایی به بیرون ازمرزها
گردیده است .
باقی تاویل مخاطبان است . . .
Thursday، October 23، 2008
ماجرای کارت های الکترونیک کتاب
بن های کتاب یا کارت های الکترونیکی کتاب ، از جمله روش ها وابزارهای مناسبی
ست که جهت حمایت از قشر کتاب خوان و توسعه ی کتاب خوانی به تناوب از سوی
متولیان فرهنگی به عنوان یک سیاست اجرایی درراستای توسعه ی فرهنگی درجامعه
اعمال می شود .
در کشور ما موضوع کتاب و کتاب خوانی و سایر حواشی مربوط به آن ، همواره
داستانی پرآب چشم بوده است . هم اکنون نیزوضعیت نشروپخش و . . . ونیزروند
کتاب خوانی فاقد جایگاهی مناسب بوده واز مرتبه ای نازل برخوردار می باشد .
با توصیف بالا اقدام به تهیه و توزیع کارت های الکترونیک کتاب ، عملی پسندیده
است اگردر راستای خرید و خواندن کتاب به کار برده شود ؛ نه در جهت فروش و
نقد کردن کارت های الکترونیک . آنچه مطمح نظر این یادداشت بوده و انگیزه ی
به تحریر درآمدن از سوی صاحب این قلم ، نحوه ی توزیع ومعیار انتخاب افراد
جهت برخوردار شدن از این کارت های الکترونیک کتاب می باشد .
با مراجعه ای که راقم این سطور به اداره متولی فرهنگی داشته و پی جوی کارت
الکترونیکی کتاب بوده و در این خصوص با تنی از چند ازکارکنان مسئول آن اداره
گفتگو داشتم ، یکی از بهره های این گفتگو که تاسف مرا برانگیخت ، نداشتن آرشیو
ی از مؤلفین این شهر بنا به اذعان طرف های گفتگو بوده ، که تردید هرمخاطبی را
در نحوه ی معیارگزینی برمی انگیزد. اینکه با چه معیاری نسبت به تحویل کارت
های الکترونیکی کتاب به دریافت کنندگان آن اقدام شده است ؟ آیا معیارها شخصی،
سلیقه ای و . . . بوده است؟
آیا چند نفر از مؤلفین حرفه ای و با سابقه ی شهرما – همینطور در سطح کشور –
از این کارت ها بهره مهد شدند ؟ درصدشان چقدر بوده است ؟
همچنین در گزاره ی فوق ، طرف گفتگو بیان نمود که تعداد بسیاری از کارت های
یاد شده به صاحبانجراید تعلق گرفت . یعنی بیشترین درصد کارت ها تحویل اربابان
مطبوعات شد . مبارک شان باد ! اما پرسش اینجاست که کدام ارزیابی وتحلیلی ،
انتخاب کنندگان افراد را برای دریافت کارت های الکترونیک به این نتیجه رساند
که بیشتر آنان باید کارکنان رسانه ها باشند.واز میان حدود پانصد کارت الکترونیک
تنها ده تا بیست قطعه از کارت ها به نویسندگان و . . . تعلق گیرد ؟
برای نمونه و مستند کردن سخن بالا ، اعلام یک مصداق بی گمان پربیراه نیست .
اگرچه بسیاری از نویسندگان حرفه ای و باسابقه که چند دهه از عمرقلمزنی شان
می گذرد ، از این کمترین حقوق صنفی شان نیز بی بهره مانده اند . واین یادداشت
به گونه ای ناظر برانعکاس حقوق ضایع شده ی آنان می باشد . نمونه ی مصداقی
یاد شده ، صاحباین قلم است که نه به عنوان یک نویسنده و نه به عنوان یک روز
نامه نگار از این حقوق قانونی و طبیعی خود برخوردار نشده است . و نکته ی
جالب این است که هنگام گفتگو با مسئول اداره ی فرهنگی اداره مربوطه ، ایشان
اظهار بی اطلاعی از شناخت برخی نویسندگان و کارهای شان داشت !؟ آن هم
از کسانی که چند دهه ازعمر شریف خود را فارغ ازطمع های مادی روزگار
در همین شهربه امر نوشتن می گذرانند .
آیا پست ریاست یک واحد فرهنگی در یک اداره ی متولی فرهنگ وعدم شناخت
نویسندگان با سابقه ی آن شهر، با هم قابل جمع می باشند ؟!
شایسته است در چنین فرایندهایی که با خرد فرهنگی وروان جمعی انسان ها مر
تبط است ، معیارها وبررسی های کارشناسی به نحوی صورت گیرد ، که ناظر
برحقوق صنفی فعالان فرهنگی – حتی منتقدین فرهنگی – بوده و از تضییع
حقوق طبیعی و قانونی شان خودداری به عمل آید .
Monday، October 13، 2008
درگذشت شاعر
سیروس رادمنش شاعر مسجد سلیمانی درگذشت . نام این شاعر پنجاه و سه ساله
با حلقه ی موج نابی ها پیوند خورده است . وی اعتقاد به انتشار کتاب درزمان
حیاتش نداشت ،وشعرش را به ندرت در نشریات سراسری به چاپ می رساند.
سیروس رادمنش از چهره های جدی شعر موج ناب تلقی می شد . عرفان ، عشق
موسیقی در ترکیب با زبان معاصر شعرش را از درخششی ویژه برخوردارمی
ساخت. درگذشت وی به یقین برای جامعه ی شعری ایران ضایعی جدی محسوب
می گردد . یادش گرامی باد .
Saturday، October 11، 2008
اردشیرمحصص درگذشت

اردشیر محصص کاریکاتوریست برجسته ی ایرانی در سن هفتاد سالگی درگذشت.
محصص که پس از مهاجرت به آمریک در همانجا اقامت گزید ، پایان عمرش نیز
در همانجا رقم خورد . مضامین کارهای محصص گرسنگی ، بی عدالتی ، استعمار
و مضامینی از این دست بود . وی معتقد بود که (( کاریکاتور یک هنر رپرتاژاست
یک وقایع نگاری . من آنچه را می بینم می کشم .به نظرمن کاریکاتورها ، اسناد
یک عصرند )) این نگاه ناظر بر رویکرد اجتماعی در آثار این کاریکاتوریست فقید
می باشد . یادش گرامی باد .
Monday، October 06، 2008
هزینه ی مشارکت
به دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری مدت زیادی باقی نمانده است . به
همین جهت مبا حث پیرامون این موضوع بین گفتمان های مختلف هرچقدر
که فاصله زمانی نسبت به برگزاری انتخابات کوتاه تر می شود ، بیشتر شده
ودر این میان نسبت دادن ها ونارواگویی ها و . . . جهت تخریب و باژگونه
نمایی چهره رقیب افزون تر می گردد.
روی سخن صاحب این قلم با سید محمد خاتمی رئیس بنیاد باران است.فردی
که در نزد خیلی از هوادارانش ، نقش ناجی را بازی می کند . قهرمان بلا
منازعی که این کشتی درگیر در امواج نابود کننده را ، قادر است به سلامت
به ساحل آرامش هدایت نماید . نوعی از نگاه که متعلق به جوامع ماقبل مدرن
می باشد . که به نظر من خود آقای خاتمی چندان موافق نگرش خیل عظیمی
از هوادارانش نمی باشد . قهرمان سازی و قهرمان پروری به دورانی تعلق
می یابد ، که مناسبات حاکم بر جوامع مبتنی بر گفتمان پوپولار بوده است .
اولین گام لیدر اصلاحات باید امحای چنین ذهنیتی درجامعه ی معطوف به
تجربه ی مدرن ما در خیل طرفدارانش باشد .
اما دغدغه ای که سبب نگارش این یادداشت نسبت به آقای سید محمدخاتمی
که شاید کمی شخصی شده است ، گردیده ومنطقا نمونه ای از اتفاق اجتماعی
دوران ریاست جمهوری ایشان بوده،ماجرایی ست که در عنوان این یادداشت
خود را مستتر نموده است .
جناب سید محمد خاتمی !
زمانی که جنابعالی ردای رئیس جمهوری را برشانه افکندید و بربنیان آرای
مردمی که به گفتمان اصلاحات آری گفتند ، برتخت پاستورتکیه زدید، برخی
از مشارکت کنندگان در انتخابات و آری گویان به گفتمان اصلاح طلبی ، هز
ینه سنگینی را پای رای شان پرداخت نمودند . هزینه ای که نه تنها بارمالی
آن سنگین بود ، بلکه مهمتر ازآن بارعاطفی ، خانوادگی و اجتماعی آن به
مراتب سنگین تر، سهمگین ترو . . . از بار مالی آن بوده است . هزینه ای
که در طول صدارت شما ، قادر نبودید به حل آن همت کنید . اگر چه این
مسئله در مقیاس برنامه های بزرگ به قدری کوچک است که چندان به دید
نمی آید .اما اگر کمی اندیشیده شود که همین اتفاق برای خیل عظیم جویندگان
اصلاح طلبی رخ داده ، بدیهی ست که تامل بر انگیز خواهد بود .
صاحب این قلم به عنوان یک نویسنده ، شاعر،روزنامه نگار ومنتقد فرهنگی
در نخستین دوره انتخابات که شما با اکثریت آرا برنده شدید،به همراه بسیاری
شرکت کنندگان با نگاه به تقویت جامعه ی مدنی،رای خود راعلیرغم ناامیدی
موجود به شما دادم . چند ماهی نگذشت که به دلیل سوابق فرهنگی از یک
سو و تایید گفتمان اصلاح طلبی درجامعه ی امروزما ، حکم اخراج من از
دانشگاه پیام نور، توسط حراست و هسته ی گزینش دانشگاه صادر گردید .
چه دلایل و عواملی مسبب این عمل ضد مدنی شان بود تا کنون برمن اشکار
نگردیده است . پیگیری های من ره به جایی نبرده اند . بنیان خانواده ای را
این چنین به راحتی متزلزل کردند و هیچکس پاسخگوی این عمل شان نگرد
یده است . نکته اینجاست که بعد از سالها کارو حضور در دانشگاه ودردوره
شما چنین اتفاقی رخ داده است ؟!
جناب سید محمد خاتمی !
جالب است بدانید که این محرومیت از حقوق اجتماعی من به عنوان شهروند
ایرانی ، زمانی که پیگیر مطالبات به حق وقانونی خود بودم ، دردر دومرکز
احضار شدم . بماند که قبل ازاخراجم مکلف و موظف به پاسخگویی درجایی
بودم و لابد از هیبتی غیر شهروندی برخوردار بودم ، بر اساس گزارشی به
جاهایی دیگر، حق من را کف دستم گذاشتند . دو مرکزی که از آن یاد کردم،
یکی هیات مرکزی گزینش مستقر در وزارت فرهنگ و آموزش عالی دوران
جنابعالی بود . و دومی هیات عالی گزینس مستقر در نهاد ریاست جمهوری!
شرح ماجرا نیز بماند که چه گذشت !؟ اما همینقدربدانید که در مجموعه تحت
اختیار جنابعالی در یکی از ساختمان هایش ، معممی که ملبس به لباس جنابعا
لی بود و پرسش کننده و . . . و نیزاز دستکاه فتوکپی موجود در اتاقش ، از
جلد و صفحات خاص کتاب های من کپی می گرفت ، پس از چند ساعت که
گفت و گوی ما خاتمه یافت ، فرمودذند که چند روز بعد زنگ بزنید تا نتیجه
را به شمااعلام کنیم . ورد مقابل درخواست من که چرا پاسخ کتبی نمی دهید
گفتند ما فقط شفاهی الام می کنیم. وچند روز بعد ازیکی از ساختمان های در
اختیار جنابعالی به من اطلاع می دهند که شما شایستگی کار در دانشگاه را
( آن هم پس از چندین سال کار دردانشگاه ) ندارید .
حال آن که در وازرت آموزش و عالی ، پرسش کننده من ، می گفت آقای بیز
ارگیتی پرونده ی قطور شما به نظرمن بررس پر از توطئه ای ست که درمو
رد شما انجام گرفته است .
جناب سید محمد خاتمی !
گوش کردن به چند کانتات باخ و یا برخی قطعات مشهورترین آهنگسازان
جهان که به تالیف موسیقی کلیسایی پرداختند نمی تواند توجیه مناسبی برای
تایید اخراج از یکی از ساختمان های تحت اختیاردوران شما باشد . این نقض
گفتگوی فرهنگ ها ست که شما در جهت گسترش آن تلاش می کنید .
باز گرداندن چنین هزینه سنگینی بردوش چه کسی ست . آیا شهروند ایرانی
در وطن خود باید غریب باشد .
شما در وضعیت بیش از سه سال دورماندن ازعرصه ی قدرت ، که گفتمان
دیگری در جامعه ی ما پایه های خود را مستحکم ترنموده و حامیان رسمی
و غیررسمی بی شماری دارد ؛ چگونه می خواهید به نهادینه کردن گفتمان
خود بپردازید . آیا به فکرکسانی که هزینه های سنگینی برای ایجاد جامعه ی
پرداخت نموده اند، هستید ؟ یا چون گذشته با روش مماشات و نشنیدن صدای
پائینیان ( بزرگترین معضل اصلاح طلبی در ایرا ن که منجر به شکست شان
شد ) امور را تمشیت خواهید نمود !؟
کمان می برم که بیش از این سخن جایز نیست . اما امید دارم که به عنوان
لیدرگرایش اصلاح طبی نگاهتان را دردوره ی جدید نسبت به این مفهوم و
رابطه ی بین مردم وقدرت مورد بازسازی قرار دهید . به یقین که مردم در
این دوره قادرند دراین بازسازی نگاه به یاری شما بشتابند .
همین جهت مبا حث پیرامون این موضوع بین گفتمان های مختلف هرچقدر
که فاصله زمانی نسبت به برگزاری انتخابات کوتاه تر می شود ، بیشتر شده
ودر این میان نسبت دادن ها ونارواگویی ها و . . . جهت تخریب و باژگونه
نمایی چهره رقیب افزون تر می گردد.
روی سخن صاحب این قلم با سید محمد خاتمی رئیس بنیاد باران است.فردی
که در نزد خیلی از هوادارانش ، نقش ناجی را بازی می کند . قهرمان بلا
منازعی که این کشتی درگیر در امواج نابود کننده را ، قادر است به سلامت
به ساحل آرامش هدایت نماید . نوعی از نگاه که متعلق به جوامع ماقبل مدرن
می باشد . که به نظر من خود آقای خاتمی چندان موافق نگرش خیل عظیمی
از هوادارانش نمی باشد . قهرمان سازی و قهرمان پروری به دورانی تعلق
می یابد ، که مناسبات حاکم بر جوامع مبتنی بر گفتمان پوپولار بوده است .
اولین گام لیدر اصلاحات باید امحای چنین ذهنیتی درجامعه ی معطوف به
تجربه ی مدرن ما در خیل طرفدارانش باشد .
اما دغدغه ای که سبب نگارش این یادداشت نسبت به آقای سید محمدخاتمی
که شاید کمی شخصی شده است ، گردیده ومنطقا نمونه ای از اتفاق اجتماعی
دوران ریاست جمهوری ایشان بوده،ماجرایی ست که در عنوان این یادداشت
خود را مستتر نموده است .
جناب سید محمد خاتمی !
زمانی که جنابعالی ردای رئیس جمهوری را برشانه افکندید و بربنیان آرای
مردمی که به گفتمان اصلاحات آری گفتند ، برتخت پاستورتکیه زدید، برخی
از مشارکت کنندگان در انتخابات و آری گویان به گفتمان اصلاح طلبی ، هز
ینه سنگینی را پای رای شان پرداخت نمودند . هزینه ای که نه تنها بارمالی
آن سنگین بود ، بلکه مهمتر ازآن بارعاطفی ، خانوادگی و اجتماعی آن به
مراتب سنگین تر، سهمگین ترو . . . از بار مالی آن بوده است . هزینه ای
که در طول صدارت شما ، قادر نبودید به حل آن همت کنید . اگر چه این
مسئله در مقیاس برنامه های بزرگ به قدری کوچک است که چندان به دید
نمی آید .اما اگر کمی اندیشیده شود که همین اتفاق برای خیل عظیم جویندگان
اصلاح طلبی رخ داده ، بدیهی ست که تامل بر انگیز خواهد بود .
صاحب این قلم به عنوان یک نویسنده ، شاعر،روزنامه نگار ومنتقد فرهنگی
در نخستین دوره انتخابات که شما با اکثریت آرا برنده شدید،به همراه بسیاری
شرکت کنندگان با نگاه به تقویت جامعه ی مدنی،رای خود راعلیرغم ناامیدی
موجود به شما دادم . چند ماهی نگذشت که به دلیل سوابق فرهنگی از یک
سو و تایید گفتمان اصلاح طلبی درجامعه ی امروزما ، حکم اخراج من از
دانشگاه پیام نور، توسط حراست و هسته ی گزینش دانشگاه صادر گردید .
چه دلایل و عواملی مسبب این عمل ضد مدنی شان بود تا کنون برمن اشکار
نگردیده است . پیگیری های من ره به جایی نبرده اند . بنیان خانواده ای را
این چنین به راحتی متزلزل کردند و هیچکس پاسخگوی این عمل شان نگرد
یده است . نکته اینجاست که بعد از سالها کارو حضور در دانشگاه ودردوره
شما چنین اتفاقی رخ داده است ؟!
جناب سید محمد خاتمی !
جالب است بدانید که این محرومیت از حقوق اجتماعی من به عنوان شهروند
ایرانی ، زمانی که پیگیر مطالبات به حق وقانونی خود بودم ، دردر دومرکز
احضار شدم . بماند که قبل ازاخراجم مکلف و موظف به پاسخگویی درجایی
بودم و لابد از هیبتی غیر شهروندی برخوردار بودم ، بر اساس گزارشی به
جاهایی دیگر، حق من را کف دستم گذاشتند . دو مرکزی که از آن یاد کردم،
یکی هیات مرکزی گزینش مستقر در وزارت فرهنگ و آموزش عالی دوران
جنابعالی بود . و دومی هیات عالی گزینس مستقر در نهاد ریاست جمهوری!
شرح ماجرا نیز بماند که چه گذشت !؟ اما همینقدربدانید که در مجموعه تحت
اختیار جنابعالی در یکی از ساختمان هایش ، معممی که ملبس به لباس جنابعا
لی بود و پرسش کننده و . . . و نیزاز دستکاه فتوکپی موجود در اتاقش ، از
جلد و صفحات خاص کتاب های من کپی می گرفت ، پس از چند ساعت که
گفت و گوی ما خاتمه یافت ، فرمودذند که چند روز بعد زنگ بزنید تا نتیجه
را به شمااعلام کنیم . ورد مقابل درخواست من که چرا پاسخ کتبی نمی دهید
گفتند ما فقط شفاهی الام می کنیم. وچند روز بعد ازیکی از ساختمان های در
اختیار جنابعالی به من اطلاع می دهند که شما شایستگی کار در دانشگاه را
( آن هم پس از چندین سال کار دردانشگاه ) ندارید .
حال آن که در وازرت آموزش و عالی ، پرسش کننده من ، می گفت آقای بیز
ارگیتی پرونده ی قطور شما به نظرمن بررس پر از توطئه ای ست که درمو
رد شما انجام گرفته است .
جناب سید محمد خاتمی !
گوش کردن به چند کانتات باخ و یا برخی قطعات مشهورترین آهنگسازان
جهان که به تالیف موسیقی کلیسایی پرداختند نمی تواند توجیه مناسبی برای
تایید اخراج از یکی از ساختمان های تحت اختیاردوران شما باشد . این نقض
گفتگوی فرهنگ ها ست که شما در جهت گسترش آن تلاش می کنید .
باز گرداندن چنین هزینه سنگینی بردوش چه کسی ست . آیا شهروند ایرانی
در وطن خود باید غریب باشد .
شما در وضعیت بیش از سه سال دورماندن ازعرصه ی قدرت ، که گفتمان
دیگری در جامعه ی ما پایه های خود را مستحکم ترنموده و حامیان رسمی
و غیررسمی بی شماری دارد ؛ چگونه می خواهید به نهادینه کردن گفتمان
خود بپردازید . آیا به فکرکسانی که هزینه های سنگینی برای ایجاد جامعه ی
پرداخت نموده اند، هستید ؟ یا چون گذشته با روش مماشات و نشنیدن صدای
پائینیان ( بزرگترین معضل اصلاح طلبی در ایرا ن که منجر به شکست شان
شد ) امور را تمشیت خواهید نمود !؟
کمان می برم که بیش از این سخن جایز نیست . اما امید دارم که به عنوان
لیدرگرایش اصلاح طبی نگاهتان را دردوره ی جدید نسبت به این مفهوم و
رابطه ی بین مردم وقدرت مورد بازسازی قرار دهید . به یقین که مردم در
این دوره قادرند دراین بازسازی نگاه به یاری شما بشتابند .
ویژه هنروادبیات
شماره جدید ویژه ی هنروادبیات آوای شمال منتشرشد. این شماره را نلاش کردیم
با وجود برخی موانع پیش رو، با حساسیت بیشتر از گذشته منتشر نماییم .لاز
است که به گفته آید صاحب این قلم موافق موانع فوق نبوده و نیست اما از سر
ناگزیری برخی الزام ها را گردن می نهد .
شماره جدید نشریه با آثاری از : ابوالقاسم مبرهن ، عباس گلستانی،رباب محب
سعید تغابنی ، بهزاد موسایی ، سعید صدیق ، حسن فرهنگ فر، کاترین گریپن
برگ و . . . انتشار یافته است .
با وجود برخی موانع پیش رو، با حساسیت بیشتر از گذشته منتشر نماییم .لاز
است که به گفته آید صاحب این قلم موافق موانع فوق نبوده و نیست اما از سر
ناگزیری برخی الزام ها را گردن می نهد .
شماره جدید نشریه با آثاری از : ابوالقاسم مبرهن ، عباس گلستانی،رباب محب
سعید تغابنی ، بهزاد موسایی ، سعید صدیق ، حسن فرهنگ فر، کاترین گریپن
برگ و . . . انتشار یافته است .
اشتراک در:
پیامها (Atom)
